تبليغاتX
گروه جفرافیا ی متوسطه بیرجند
يكشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۵
سرعت كاهش ذخاير منابع آب شيرين در ايران 6 برابر ميانگين جهاني است
حكايت تلخ آب شيرين
فرهاد جم
در آينده نزديك جنگ دولت ها بر سر آب خواهد بود، در آن موقع سهم ما از آب چقدر خواهد بود؟
010926.jpg
حيات، بهداشت و توسعه پايدار سخت نيازمند منابع آب شيرين است. متاعي كه شايد در نگاه اول نامحدود به نظر آيد، خاصه آن كه پهنه هاي وسيعي از سطح زمين را آب پوشانده است.
اما بيشتر اين منابع، آب شور هستند و تنها بخش كوچكي از آنها آب شيرين است. 5/99 درصد همين مقدار كم از آب هاي سطحي شيرين نيز در يخچال ها و قطب ها محبوس شده است.
از سوي ديگر همين مقدار اندك باقي مانده پراكنشي نامتناسب دارد. ايران كشوري با اقليم خشك و بياباني، سهم كمتري از همين مقدار اندك مي برد، اما الگوهاي مديريتي و رفتاري ما در مصرف همين منابع ناچيز به گونه اي است كه گويي مشكلي در اين باره وجود ندارد چنان كه در گزارش 2007 بانك جهاني سرعت كاهش ذخاير منابع آب شيرين در ايران 6 برابر ميانگين جهاني است!
كاهش سالانه منابع داخلي آب شيرين در ايران بين سال هاي 1987 تا 2002 حدود 9 برابر كشورهاي با درآمد متوسط بوده است.
اين درحالي است كه منابع آب شيرين براي برآوردن نيازهاي اوليه انسان، جنبه اي حياتي دارد و حفاظت ناكافي از كيفيت و كميت اين منبع حياتي منجر به پديد آمدن محدوديت هاي جدي در فرايند توسعه پايدار مي شود.
همچنين گزارش جهاني 2007 شاخص هاي توسعه جهان در خصوص آب شيرين كه به تازگي از سوي بانك جهاني منتشر شده است نشان مي دهد كاهش سالانه منابع داخلي آب شيرين در طول سال هاي يادشده در ايران 7/56 درصد و معادل 9/72 ميليارد متر مكعب بوده است؛ در حالي كه متوسط جهاني اين رقم در همين دوره زماني 9 درصد گزارش شده است.
آب شيرين، ذخاير كمياب
در تصويرهاي فضايي، زمين به رنگ آبي ديده مي شود و اين پندار را پديد مي آورد كه اين سياره سرشار از منابع غني آب است. اما در مورد آب شيرين، اين تصوري است گول زننده چون از كل آب موجود در زمين تنها 15/2 درصد آن آب شيرين است كه از اين مقدار 5/99 درصد آب هاي شيرين سطحي نيز به شكل يخ در يخچال ها و مناطق قطبي به دام افتاده است. بدين ترتيب آب شيرين و قابل مصرف تنها كسر ناچيزي است كه تازه همين مقدار هم پراكنشي نامتناسب دارد. ايران كشوري با اقليم خشك و بياباني است و همواره با مشكل تهيه آب شيرين دست به گريبان بوده است؛ اما به رغم اين واقعيت، ميزان كاهش سالانه منابع داخلي آب شيرين در كشورمان بيش از 6 برابر، ارقام جهاني است.براساس جديدترين گزارش بانك جهاني كاهش سالانه منابع داخلي آب شيرين طي سال هاي 1987 تا 2002 ميلادي در ايران حدود 5/5 برابر كشورهاي ثروتمند، 7/3 برابر كشورهاي فقير و 9/8 برابر كشورهاي با درآمد متوسط بوده است. همچنين كاهش سالانه منابع داخلي آب شيرين در ايران در اين مدت 6/8 برابر انگليس، 3/3 برابر آمريكا و 7/2 برابر ژاپن بوده است.
آب شيرين را از جيب مي خوريم!
بنا بر اين گزارش 91 درصد از كاهش منابع آب شيرين در ايران مربوط به بخش كشاورزي، 7 درصد در بخش مصارف داخلي و 2 درصد مربوط به صنعت بوده است.بدين ترتيب ما هر سال نيازهاي فزاينده خود به آب شيرين را از پس اندازهاي خود برداشت مي كنيم و در آينده اي نه چندان دور با مشكلات لاينحل در اين زمينه روبه رو خواهيم شد.
به گفته برخي صاحب نظران بحران آب در 50 سال آينده چنان جدي خواهد شد كه پيش بيني مي شود در آينده بسياري از جنگ هاي دنيا بر سر تصاحب منابع آب روي دهد. با اين حساب معلوم نيست تكليف ايرانِ خشك  اقليم چه خواهد شد.
ترديدي نيست كه هر ايراني خواهان پيشرفت كشور خود است. برنامه هاي چهار ساله ميان مدت و چشم انداز بلندمدت 20 ساله كشور نيز همه براي دستيابي به همين منظور طراحي و اجرا مي شوند. اما آيا تنها برنامه ريزي كفايت مي كند؟ آمارهاي بانك جهاني نشان از ناكارآمدي جدي نهادها و دستگاه هاي مختلف در مصرف اين منبع حياتي دارد. در اين ميان شيوه هاي ناصحيح و سنتي آبياري در بخش كشاورزي بيشترين خسارت را به منابع آب شيرين كشور وارد كرده است. ناكارآمدي در اين بخش نه تنها خسارات قابل توجهي به منابع آب شيرين وارد كرده است بلكه مشكلات بي شماري را براي محيط زيست و ميراث فرهنگي كشور فراهم آورده است. بدين معنا كه براي تأمين آب در بخش كشاورزي سدهاي فراواني در نقاط مختلف كشور احداث مي شود تا به زعم برخي آب هدر نرود! و در نتيجه همين پندار باطل با رعايت نكردن حقابه تالاب ها، بسياري از اين اكوسيستم هاي حساس و ارزشمند رو به نابودي گذاشته اند، زيستگاه زادآوري انواع ماهيان از جمله ماهيان ارزشمند خاوياري تخريب شده و ميراث فرهنگي و تاريخي كشور نيز زير خروارها آب مدفون شده است و اين البته تنها گوشه اي كوچك از مشكلات است.
پرسش آن است كه براي تأمين كمبود ذخاير آب شيرين آيا بايد بي محابا دست به سدسازي بزنيم؟ به گفته مسئولان، ايران يكي از سه كشور نخست دنيا در زمينه سدسازي است، اما آيا اين بدان معناست كه براي تأمين كمبود آب بويژه در بخش كشاورزي سدسازي تنها گزينه پيش روست؟ به نظر مي رسد داستان تكراري الگوهاي ناصحيح مصرف در اين بخش نيز بزرگترين ضربه را بر پيكره محيط زيست كشورمان وارد كرده باشد.
الگوي نادرست مصرف؛ آموزش ناكافي
مانند بسياري از حوزه هاي ديگر، آموزش ناكافي و بي توجهي مسئولان و در پي آن مردم به مقوله آب شايد بزرگترين مشكل را براي اين بخش به بار آورده باشد. در اين ميان برنامه ريزي ضعيف و برخورد احساسي با مقوله حساس آموزش مصرف آب به مردم نيز به خوبي پيداست. نمونه اين گونه برخورد را به خوبي مي توان در ميزان حساسيت فصلي دستگاه هاي مسئول مشاهده كرد! هربار كه در فصول خشك تأمين آب، به ويژه در تهران با مشكل مواجه مي شويم حجم تبليغات براي صرفه جويي در مصرف افزايش مي يابد، اما به مجرد آن كه مشكل موقتاً حل مي شود، همه چيز به دست فراموشي سپرده مي شود. بار ديگر با بروز بحران آب ناگهان همه به ياد مشكل آب مي افتند و اين سناريو سال هاست تكرار مي شود.
اين در حالي است كه كشورهاي اروپايي كه منابع آب شيرين در آنها بسيار بيش از كشور ماست ردپاي آموزش دقيق و برنامه ريزي شده به خوبي ديده مي شود. براي نمونه در برنامه هاي تفريحي و سريال ها و فيلم هاي سينمايي آنها بسيار ديده مي شود كه شخص تنها با يك ليوان آب مسواك مي زند و... اگرچه شايد اين مثالي بسيار ناچيز و كوچك تلقي شود اما مشت نمونه خروار است و همين موضوع نشان مي دهد آنها به خوبي اهميت موضوع را دريافته اند و قصد دارند از اكنون براي سال هاي دور آينده افرادي مسئول و آگاه را در اين زمينه پرورش دهند. اين واقعيتي است كه آمارهاي اخير بانك جهاني نيز به خوبي مؤيد آن است. گزارش آينده بانك جهاني در راه است؛ آيا ما همچنان در آن گزارش نيز سرافكنده خواهيم بود؟!

زاويه ديد
زهرا اسماعيلي
ال نينو
ال نينو (Elio) يك كلمه اسپانيايي به معني پسر مسيح است علت اين نام گذاري وقوع اين پديده ها در حوالي زمان تولد حضرت مسيح مي باشد.
پديده ال نينو بر اثر تغييرات جوي با نوسانات تقريباً  منظم زماني به وقوع مي پيوندد. منشأ وقوع آن اثر متقابل لايه هاي اقيانوس در منطقه حاره اي اقيانوس آرام با لايه هاي جو كه در مجاورت هم قرار دارند ايجاد مي شود. اثر لايه هاي اقيانوسي بر جو نوسانات فشار جو در سطح دنيا را به دنبال دارد و مراكز اين تغيير فشار يكي در نزديك اندونزي و ديگري در مركز اقيانوس آرام است.
بر اثر بروز پديده ال نينو مراكز پرفشار و كم فشار تغيير موقعيت خواهد داد، در نتيجه آبهاي مناطق گرم و سرد تغيير موقعيت مي دهند، آبهاي گرم جايگزين آبهاي سرد شده و نتيجه آن گرم شدن ناگهاني آبها و جو يك منطقه تقريباً  معتدل مي شود نتيجه اين گرم شدگي باعث مرگ و مير ماهي ها و كاهش صيد ماهي و كاهش غذاي پرندگان و حيوانات وابسته به ماهي ها و جانداران اوليه چرخه غذايي دريا مي شود.از طرف ديگر گرم شدن آبها و جو يك باره يك منطقه، تبخير آبها را به يك باره افزايش داده بارش هاي شديدي را در منطقه به دنبال خواهد داشت كه نتيجه اش طغيان رودخانه ها و بروز سيلابها است. اين گرم شدن هاي ناگهاني و در نتيجه خشكسالي ها روي ساير نقاط دنيا هم تأثير مي گذارد كه از جمله آن مناطق ايران مي باشد.دليل بروز اين مسئله تأثير لكه هاي خورشيدي است.در اتمسفر خورشيد و در سطح پايين ترين بخش آن اين لكه ها ديده مي شود. علت بروز لكه ها اثر ميدان بسيار قوي مغناطيسي است كه مانع رسيدن حرارت به سطح خورشيد مي شود. افزايش وسعت اين لكه ها و تعداد لكه ها و هر دو بر روي پديده ال نينو مؤثر است.افزايش اين لكه ها داراي نوسانات زماني است كه غالباً  براي آن ميانگين 11 سال ذكر شده است و نوسانات اين لكه ها نوسانات پديده هايي مانند ال نينو را به دنبال خود خواهد آورد.

ايران
اجتماعي
انديشه
سينما
علم
كتاب
هنر
اجتماعي
ادب و هنر
اقتصادي
دانش فناوري
بـورس
حوادث
بين الملل
سياسي
سلامت
شهري
صفحه آخر
همشهري ضميمه
|   اجتماعي  |  انديشه  |  ايران  |  سينما  |  علم  |  كتاب  |  هنر  |  
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |  
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 18:48  توسط ایرج ضیایی | 
این مقاله را که دارای اطلاعات جامعی در باره مسائل طبیعی ووقوع زمین لرزه می باشد را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 22:4  توسط ایرج ضیایی | 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 21:34  توسط ایرج ضیایی | 
این تصاویررا در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 21:21  توسط ایرج ضیایی | 

رود کلرادو ( Colorado river) از رودخانه‌های بلند ایالات متحده آمریکا و رودخانه‌ایست که از گرند کنیون می‌گذرد.این رودخانه از دو کشور مکزیک و آمریکا و از پنج ایالت یوتا، آریزونا، نوادا، کلرادو و کالیفرنیا عبور می‌کند.در زبان بومی سرخپوستان منطقه، به این رودخانه «'Aha Kwahwat» می گویند.این رودخانه ۲۳۰۰ کیلومتر طول داشته و به خلیج کالیفرنیا میریزد.سرچشمه این رودخانه در ارتفاعات پارک ملی کوه راکی می باشد.

 

(  Horseshoe bend)  پیچ نعل اسبی غرب گراند کنیون

|+|
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 21:46  توسط ایرج ضیایی | 
اين مقاله توسط همكار محترم سركار خانم كوركاني تهيه شده

خليج فارس در آينه تاريخ

در طول تاريخ، خليج فارس نه تنها بخشي از خاك ايران محسوب مي‌شده و حاكميت آن در دست ايراني‌ها بوده است، بلكه به اذعان تمام منابع تاريخي موجود اين پهنه آبي با عناويني نظير خليج فارس، خليج عجم، درياي فارس و يا بحر فارس شناخته شده است.
نام خليج فارس از جمله نام‌هاي تاريخي است كه از گذشته بسيار دور تاكنون در اسناد، قراردادها و مكاتبات مورد استفاده همه اقوام و ملت‌ هاي دور و نزديك آن، از فارس و عرب، ترك و هندي تا اروپاييان قرار داشته است. از اين رو خليج فارس به عنوان مهمترين گذرگاه نفتي جهان با موقعيت تمدني ايران پيوندي تنگاتنگ داشته و دارد.
با اين حال در دهه‌هاي گذشته برخي از همسايگان در اقدامي كه با روح همزيستي مسالمت‌آميز ملل و فرهنگ‌هاي منطقه ناسازگار بوده است، به جاي استفاده از نام معتبر «خليج فارس»، نام خليج عربي يا خليج را به كار گرفته‌اند و اخيراً نيز علاوه بر كشورهاي عربي پاره‌اي از سازمان‌ها، ارگان‌ها، خبرگزاري‌ها يا مجلات و رسانه‌هاي بين‌المللي به اين نامگذاري مجعول روي آورده‌اند.

با توجه به اينكه كوشش‌هاي ملي‌گرايان افراطي عرب براي تغيير نام «خليج فارس» به «خليج عربي» در سطح بين‌المللي از هيچ گونه پايه و اساس علمي برخوردار نيست، كوشش آنها تنها وحدت واقعي جهان اسلام را به مخاطره مي‌اندازد. بعضي كشورهاي عربي كه در تقابل با ايران به سر مي‌برند، در قبال نام خليج فارس به دنبال منافع خود هستند و در اين بين وحدت جهان اسلام را ناديده مي‌گيرند. اين عمل در شرايطي صورت مي‌پذيرد كه نيروهاي فرامنطقه‌اي حضور روز افزون خود را با استفاده از همين گونه تنش‌ها و اختلافات تثبيت مي‌كنند.
در اين نوشتار ضمن تشريح موقعيت استراتژيكي خليج فارس، به بررسي تبارشناسانه نام خليج فارس و چگونگي شكل‌گيري ادعاهاي واهي اعراب در استفاده از نام جعلي خليج يا خليج عربي خواهيم پرداخت.

جغرافياي طبيعي و راهبردي خليج فارس

خليج فارس، شيار هلالي شكلي است كه بيش از يك چهارم ذخاير فسيلي جهان را در خودجاي داده و از طريق درياي عمان به اقيانوس هند و آب‌هاي آزاد راه مي‌يابد. اين خليج طولي نزديك به 900 كيلومتر و پهنايي نزديك به 240 كيلومتر دارد و در كشاله و چين‌خوردگي‌هاي پست و فرو افتاده جنوب زاگرس پديد آمده است.
خليج فارس به عنوان شعبه‌اي بزرگ از اقيانوس هند كه بر سر راه كليه خطوط دريائي در مشرق عدن واقع شده است، مانند دالاني است كه بين 24 دقيقه 30 درجه عرض شمالي و 48 دقيقه 50 درجه طول شرقي واقع شده است. حدود آن از شمال و شمال خاوري به سواحل ايران، از شرق به درياي عمان، از جنوب و غرب به شبه جزيره عربستان محدود است. رودخانه‌هاي دجله و فرات و كارون و كرخه كه از جبال ارمنستان و تركيه سرچشمه گرفته‌اند، به انضمام رودخانه‌هاي جراح، هنديان و رودهاي كوچك ديگر به اين دريا مي‌ريزند.
آبهاي خليج فارس كم عمق و زير بستر آن داراي منابع نفت و گاز (هيدروكربن) فراوان است. اين عمق در دهانه خليج 70 تا 90 متر است و هر قدر به طرف بالاي خليج مي‌رود كمتر مي‌شود و به مسافت 90 كيلومتري تا دهانه شط به 30 متر مي‌رسد. عمق خليج فارس در بيشتر موارد از 50 متر تجاوز نمي‌كند و حداكثر عمق آن به حدود صد متر مي‌رسد. اين امر به سادگي امكان حفاري و استخراج منابع آن را فراهم مي‌سازد. در صيدگاه‌هاي مرواريد عمق خليج فارس كمتر از 36 متر است. مساحت خليج فارس 97 هزار مايل مربع است و طول آن از سواحل عمان تا رأس دريا در حدود 50 مايل و عرض آن در مناطق گوناگون ميان 29 تا 180 مايل است.1
حاشيه خليج فارس شامل كشورهاي ايران، عراق، كويت، بحرين، عربستان، قطر، امارات و عمان مي‌شود و در اين بين بيشترين ساحل خليج فارس كه قابليت كشتيراني نيز دارد، تحت حاكميت ايران مي‌باشد.
خليج فارس به مثابه يك راه آبي و دريايي از آغاز تاريخ موقعيت برجسته سياسي داشته است و به نوعي خاستگاه تمدن‌هاي بزرگ خاور باستان با پيشينه‌اي چند هزار ساله است. از قرن‌ها پيش عيلامي‌ها از بندر بوشهر و جزيره خارك براي سكنا و كشتيراني و حكمفرمايي بر سواحل خليج فارس و بازرگاني با هند غربي و دره نيل استفاده مي‌كردند.
اكثر مورخان يوناني ـ از جمله هرودوت ـ معتقدند كه بابلي‌ها وسائل مورد نياز خود را كه از عربستان و هندوستان تهيه مي‌كردند، از طريق خليج فارس حمل مي‌نمودند. به لحاظ موقعيت سوق‌الجيشي نيز بابل در حوالي خليج فارس در كنار دجله و فرات قرار گرفته بود و سه درياي فارس، هند و اسود را به هم مرتبط مي‌ساخت. همچنين هرودوت و استرابون تأكيد مي‌كنند كه در اين نواحي مراكز مهم تجارتي وجود داشته است. 2
هم اكنون نيز خليج فارس مهم‌ترين آبراه بين‌المللي جهان است كه بيش از 50 درصد انرژي جهان در آن نهفته است . 3 خليج‌فارس و كشورهاي ريز و درشت پيرامون آن (ايران، عراق، كويت، عربستان سعودي، بحرين، قطر، امارات متحده عربي و عمان) نزديك به 10 درصد ازگستره 44 ميليون كيلومتر مربع قاره ‌آسيا را در بر مي‌گيرند.
خليج فارس در مقام محل و معبر مبادله كالا و تجارت ميان شرق و غرب؛ نه تنها از زمان‌هاي دور صحنه رقابت و كشمكش‌هاي ملل ذينفع و متجاوزان و استعمارگران بوده است بلكه هميشه و بيش از هر درياي ديگري مورد توجه علماي معرفه‌الارض و باستان‌شناسان و مورخان و جغرافيا نويسان قرار داشته است.

پيشينه تاريخي

بنابر مدارك متقن، خليج فارس از هزاران سال پيش نه توسط ايرانيان، بلكه توسط ملت‌هايي كه با ايرانيان مراوده داشته‌اند، از جمله يونانيان و روميان با عنوان «درياي پارسي» ناميده شده است. عرب‌هانيز قرن‌ها آن را «خليج‌فارس» يا «بحر فارس» ناميده‌اند. خليج فارس با همين نام طي هزاران سال گذشته شناخته شده و تمامي كشورها و اقوام مختلف از جمله اعراب از اين نام استفاده كرده‌‌اند.
تمام متون قديمي جغرافي جهان از نقشه‌هاي هكاتايوس و بطلميوس تا آثار جغرافيدانان و جهانگردان مسيحي و مسلمانان، شعبه‌‌اي بزرگ از اقيانوس هند را كه از جنوب ايران به موازات بحر احمر تا قلب دنياي قديم پيش رفته است، خليج فارس يا درياي فارس ناميده‌اند.
از سده‌هاي هفتم و هشتم پيش ميلاد تمام عالمان از جمله آناكسي ماندر، هكاتوس، هرودوت، اراتوستن، هيپارك، پومپوني مله، كراتس مالوس، استرابون، بطلميوس، مايكروپيوس، ايزيدورسويلي، محمد‌بن موسي الخوارزمي، ابوزيد بلخي، ابن سرابيون، ابن رسته، ابن فقيه، قدامه، ابن فضلان، ابن خردادبه، مسعودي، استخري، ابن حوقل، مقدسي، ناصرخسرو، ادريسي، جيحاني، فرازي، بيروني، ابن جبير، ياقوت، قزويني، مستوفي، ابن بطوطه، حافظ، شرف‌الدين علي يزدي، ابوالغازي و … درياي جنوبي ايران را تحت اسامي و عناويني نظير خليج فارس، خليج پارس، درياي فارس، بحرالفارس، بحر فارس، سينوس پرسيكوس،4 ماره پرسيكوس،5 گلف پرسيك،6 پرژن گلف (گالف)، 7 پرزشير گلف، پرسيس8 ياپرسيكوس،9 ناميده‌اند.
بررسي و بازنمود اوضاع و احوال اجتماعي،‌سياسي و اقتصادي خليج فارس و جزاير آن پس از اسلام تا برهه تجاوز پرتغالي‌ها و تشريح وضعيت آن از عصر صفويه تا امروز مبحثي عظيم مي‌طلبد كه از حوصله اين نوشتار خارج است. در ادامه به بررسي سنديت نام خليج فارس از ميان منابع تاريخي ـ جغرافيايي ايراني، يوناني، اسلامي، غربي و اسناد حقوقي خواهيم پرداخت.

1ـ منابع ايراني:
خليج فارس طبق اسناد موجود از هزاره هشتم پيش از ميلاد مورد استفاده تجاري و نظامي ملل دنياي قديم قرار گرفته است. در سنگ نبشته داريوش هخامنشي در مصر متعلق به سال 518 تا 505 پيش از ميلاد، كه هنگام حفر كانال سوئز به دست آمده است، در عبارت «درايه تپه هچا پارسا آيي تي هني» به معناي دريايي كه از پارس مي‌رود يا سر مي‌گيرد، نام درياي پارس آمده است.
ايرانيان در روزگار هخامنشي اين دريا را «پارسا درايا» يا درياي پارس مي‌خواندند. در كتيبه‌هايي كه از داريوش در تنگه هرمز نيز يافت شده، عبارتي پيرامون دريايي كه از «پارس‌رود» سرچشمه مي‌گرفته است به چشم مي‌خورد.
در كتاب حدود العالم به عنوان قديمي‌ترين كتاب جغرافيا به زبان فارسي كه حدود هزار سال قبل تأليف شده است آمده است: «خليج پارس از حد پارس برگيرد، با پهناي اندك تا به حدود سند.»
مي‌توان گفت از هنگامي كه بشر تاريخ‌نويسي را آغاز كرد درياي جدا كننده فلات ايران از شبه جزيره عربستان را «درياي فارس» يا «خليج فارس» ناميده است. و در هيچ يك از اين ادوار تاريخي نام ديگري به آن نهاده نشده است.

2 ـ منابع يوناني
طبق نوشته مورخان و جغرافي نگاران يوناني كه پيش از ميلاد مسيح مي‌زيسته‌اند چون هرودت (484 ـ 425 ق. م) كتزياس (445ـ 380 ق. م)، گزنفون (430 ـ 352 ق. م) استرابن (63 ق. م ـ 24 م)، يونانيان نخستين ملتي هستند كه به اين دريا نام پرس و به سرزمين ايران پارسه، پرساي، ‌پرس‌پوليس، يعني شهر يا مملكت پارسيان داده‌اند.
نئارخوس، سردار مقدوني نيز موجب اشتهار درياي مكران و پارس شده است.وي در سال 326 ق . م به دستور اسكندر مقدوني‌، از رود سند گذشت و درياي مكران و خليج فارس را با كشتي طي كرد و تا دهانه آن پيش رفت.
«هكاتيوس هلطي» از علماي قديم يونان و ملقب به پدر جغرافيا در سال 475 قبل از ميلاد از نام درياي پارس استفاده كرده است. در نقشه‌هاي باستاني از قول هرودوت و گزنفون به اين دريا، درياي پارس10 اطلاق شده است.
كلوديوس پتوله مااوس (بطلميوس)، جغرافي‌نگار، نقشه‌نگار و رياضي‌‌دان مشهور قرن دوم ميلادي، در كتاب جغرافياي عالم كه به زبان لاتين نگاشته شده، و هم‌چنين در نقشه‌اي كه كشيده، از خليج فارس با نام پرسيكوس سينوس ياد كرده است.
«كوين توس كوروسيوس روفوس» مورخ رومي كه در قرن اول ميلادي مي‌زيسته اين دريا را درياي پارس يا آبگير فارس خوانده است. همچنين در كتاب‌هاي جغرافيايي لاتين، آب‌هاي جنوب ايران (درياي مكران و خليج فارس) را ماره پرسيكوم يعني درياي پارس نوشته‌اند.
بنابراين مورخان و جغرافي‌نگاران يوناني پيش از ميلاد در شرح وقايع تا سده 7 ق. م يعني سقوط حكومت عيلام و تشكيل حكومت ماد و روي كار آمدن هخامنشيان درياي مكران و خليج فارس را درياي پارس مي‌خواندند.

3ـ منابع اسلامي
پس از فتح ايران توسط اعراب در سده هفتم پس از ميلاد، تلاشي براي تغيير نام «درياي پارسي» صورت نگرفت. اعراب مسلمان، عموماً اين خليج را«بحرالفارسي» (درياي پارسي) مي‌ناميدند و اين نام از سوي امپراتوري‌هاي ايراني، ترك و عربي هم كه در 1200 سال بعد منطقه را تحت سلطه خود داشتند مورد احترام قرار گرفت.
محققان اسلامي نظير استخري، مسعودي، بيروني، ابن حقول، مقدسي، مستوفي، ناصرخسرو، الطاهرين مطهر المقدسي (بشاري)، ابوالقاسم بن محمدبن حوقل و … كه مطالعه در اطراف اين درياي ايراني را تا قرن 15 ادامه دادند، در اثار و نوشته‌هاي خود از آب‌هاي جنوب ايران به نام‌هاي بحر فارس، البحر الفارسي، بحر مكران، الخليج الفارسي و خليج فارس ياد كرده‌اند. حتي از اين جغرافي‌دانان نقشه‌هايي موجود مي‌باشد كه اقيانوس هند را البحر الفارسي نام گذارده‌اند.
جغرافي‌دانان عرب و اسلامي اين نام را از دو تمدن باستاني گرفتند و همزمان مورد استفاده قرار دادند. بدين ترتيب كه «پارسا دراياي» ايراني را «بحر فارس»11 و «سينوس پرسيكوس»12 يوناني را «خليج فارس» مي‌ناميدند و حتي منظور از دو دريا در سوره‌الرحمن قرآن مجيد را نيز همان درياي فارس و درياي متوسط مي‌‌دانستند.
ابوعلي احمد بن عمر معروف به ابن رسته در كتاب الاعلاق النفسيه كه در سال 290 هجري به رشته تأليف درآورده،‌ تصريح مي‌كند: «فاما البحر الهندي يخرج منه خليج الي ناحيه فارس يسمي الخليج الفارسي». «اما از درياي هند خليجي بيرو مي‌آيد به سمت سرزمين فارس كه آن را «خليج فارس» مي‌نامند.» 13
به گفته جرجي زيدان تاريخ‌دان عرب، «بحر فارس» محدود به آب‌هايي مي‌شود كه دنياي عرب را دور مي‌زند. جرجي زيدان مي‌گويد: «بحرفارس ـ ويراد به عندهم كل البحور المحيطيه ببلاد العرب من مصب ماء دجله في‌العراق الي ايله فيدخل فيه مانعبر عنه اليوم بخليج فارس و بحرالعرب و خليج عدن و البحر الاحمر و خليج العقبه…». «درياي فارس ـ نزد آنان مقدم بر همه درياهايي كه سرزمين‌هاي عرب از مصب آب دجله گرفته تا ايله را احاطه مي‌كند، به عنوان درياي فارس تعبير مي‌شده و از آن جمله است آنچه را كه ما امروز از آن به «خليج فارس» و درياي عرب و خليج عدن و درياي سرخ و خليج عقبه تعبير مي‌شده و از آن جمله است آنچه را كه ما امروز از آن به «خليج فارس» و درياي عرب و خليج عدن و درياي سرخ و خليج عقبه تعبير مي‌كنيم».14
محمد عبدالكريم صبحي نيز در كتاب «علم‌الخرائط» در نقشه‌هايي كه با ترجمه عربي نقل كرده است، درياي جنوب ايران را «الخليج الفارسي» و «بحر فارس» ناميده است. 15
نقشه‌هاي فراواني كه از اين قرون در دست است، علاوه بر تأكيد و تأييد نام خليج فارس، دگرگوني ياد شده در تغيير نام بحر فارسي و دگرگوني در دايره شمول اين نامها را ترسيم مي‌كنند.

4ـ منابع غربي:
بيشتر كساني كه در مورد درياي پارسي و درياي مكران مطلب نوشته‌اند بيگانگان و به ويژه انگليسي‌ها بوده‌اند، زيرا به لحاظ موقعيت ويژه‌اي كه در اين منطقه داشته‌اند كوشيده‌اند تا حقيقت نهفته بماند و نام‌هاي جعلي و ناقص جاي اسامي درست را بگيرد. اما منابعي از ‌آن‌ها بجاي مانده است كه بر صراحت نام خليج فارس تكيه مي‌كنند.
در سال 1892، لرد كرزن، وزير خارجه انگلستان، در كتاب «ايران و قضيه ايران» مكرراً به نام خليج فارس اشاره كرده است.
ويليام راجرز، وزير امور خارجه وقت ايالات متحده آمريكا، در گزارش مورخه 1971 ميلادي خود در مورد سياست خارجي اين كشور از نام خليج فارس استفاده كرده است.
در فرهنگهايي كه به زبانهاي مختلف تدوين و چاپ شده است، از جمله فرهنگهاي آلماني، انگليسي، امريكايي،‌فرانسوي، تركي و … خليج فارس نيز به همين نام آورده شده است.
امروزه در ميان‌آثار اعراب نيز بحر فارس به فراموشي سپرده شده و از تركيب خليج فارس استفاده مي‌شود. يكي از معروف‌ترين دايره‌المعارف‌هاي دنيا يعني المنجد، سند قاطعي براي مراجعه است كه از تركيب خليج فارس بهره برده است.

5ـ اسناد حقوقي
الف ) اسناد
دلايل و مستندات حقوقي معتبري درباره اصالت نام خليج فارس وجود دارد كه به قرن 16 ميلادي باز مي‌گردد. طي سالهاي 1507 تا 1560 در كليه موافقت‌هايي كه پرتغال، اسپانيا، بريتانيا، هلند، فرانسه، آلمان با دولت ايران داشتند حتي در متون عربي نيز از عبارت «خليج الفارسي» و در متن انگليسي «پرشين گلف» استفاده شده است.
از جمله اين اسناد استقلال كويت است كه ميان امير اين كشور ونمايندگان بريتانيا منعقدشده است. اين سند كه توسط عبدالسالم الصباح نيز امضا شده است، چنين آغاز مي‌شود: «حضرت صاحب الفخامه الفخيم السياسي لصاحبه اجلاله من الخليج فارسي المحترم …»

ب ) سازمان ملل متحد:
سازمان ملل متحد تا به حال دو بار نام تاريخي و اصيل اين آبراه را «خليج فارس» اعلام كرده است. سازمان ملل خليج فارس را نامي تازه مي‌داند كه از آغاز قرن بيستم جانشين نام كهن درياي پارس شده و بيش از درياي فارس مورد استفاده قرار گرفته است.
دبيرخانه اين سازمان در سند مورخ 5 مارس سال 1971 ميلادي و يادداشت (AD311/GEN) به دولت ايران يادآور مي‌شود كه بنابر عرف جاري در دبيرخانه سازمان ملل متحد در اسناد و نقشه‌هاي جغرافيايي، منطقه آبي بين ايران از سمت شمال و خاور و تعدادي از كشورهاي عربي از سوي جنوب و باختر به نام خليج فارس ناميده مي‌شود،‌و اين بنا بر عرف قديمي انتشار اطلس‌ها و فرهنگهاي جغرافيايي است.
دومين بيانيه به تاريخ دهم آگوست 1984 ثبت شده است و در هر موقعيت، همه 22 كشور عربي نيز اسناد سازمان ملل را امضا كرده‌اند.
اين دبيرخانه همچنين بابت اشتباهاتي كه سازمان ملل در برخي اسناد در به كار بردن نام خليج فارس مرتكب شده، عذرخواهي كرده آن را اشتباه سهوي دانسته (سند 26 ژوئن 1991 ميلادي در سازمان ملل) و از كارگزاران سازمان خواسته است كه همواره اين موضع ايران را در نظر داشته باشند. ضمن اينكه كنفرانس ساليانه سازمان ملل درباره هماهنگي در مورد نام‌هاي جغرافيايي نيز هر سال بر نام خليج فارس تأكيد كرده است.

ادعاهاي واهي
چندين دهه از كوشش‌هاي برنامه‌ريزي شده اعراب براي تغيير نام تاريخي خليج فارس مي‌گذرد. آبراهي كه ايران را از شبه جزيره عربستان جدا مي‌سازد بر اساس تمام اسناد تاريخي‌ـ جغرافيايي، نقشه‌هاي موجود از يونان باستان تا دوره معاصر و همچنين بيانيه‌هاي سازمان ملل متحد، «خليج فارس» نام دارد و حتي در تمام نوشته‌ها و نقشه‌هاي عربي كه پيش از دهه 1960 به چاپ رسيده است از عنوان «الخليج الفارسي يا بحر فارس» استفاده شده است. صحت ادعاي فوق حتي در بخشي از سرود ملي قديمي مصر نيز ديده مي‌شود كه در آن از خليج فارس ياد شده و مرزهاي اعراب را از خليج فارس تا درياي مديترانه ترسيم نموده است: «حدود نامن الخليج الفارسي حتي بحر الابيض.»
موضوع تغيير نام خليج فارس از دهه سوم قرن بيستم به دنبال سياست فارسي‌زدايي انگليسي‌ها در منطقه خليج فارس مطرح شد. هدف اصلي سياست ياد شده توسعه سرزمين انگلستان در منطقه خليج فارس بود مانع اصلي اين سياست را بايد هويت ايراني دانست كه ساليان دراز بر منطقه خليج فارس سايه افكنده بود. 16
اصطلاح «خليج عربي» براي اولين بار از سوي يك ديپلمات بريتانيايي در منطقه خليج فارس عنوان شد. «سرچارلز بلگريو» كه بيش از سه دهه نماينده سياسي دولت بريتانيا در خليج فارس بود، پس از مراجعت به لندن درسال 1345 هجري خورشيدي كتابي درباره سواحل جنوبي خليج فارس منتشر كرد و در آ‌ن براي نخستين بار از عنوان تازه و جعلي خليج عربي استفاده نمود. چارلز بلگريو در كتاب خود با عنوان «ساحل دزدان» ـ نامي كه پيشتر به سواحل جنوبي خليج فارس اطلاق مي‌شد ـ ادعا نموده بود كه اعراب علاقه‌مندند خليج فارس را خليج عربي بنامند. بدين ترتيب بلافاصله پس از انتشار كتاب،‌استفاده از اصطلاح جعلي خليج عربي در مطبوعات آغاز شد و پس از چندي در مكاتبات رسمي كشورهاي حاشيه خليج فارس،‌ نام خليج عربي17 به جاي خليج فارس18 نشست.
اگر چه دولت ايران در همان زمان در قبال اين عمل واكنش نشان داد و از قبول محموله‌هايي كه نام «خليج عربي» را به خود داشت خودداري مي‌نمود، اما ديپلمات بريتانيايي ـ در راستاي سياست قديمي تفرقه بيانداز و حكومت كن ـ كار خود را كرده بود و اعراب را با واژه تازه‌اي آشنا نموده بود كه بيش از پيش به جنگ لفظي عرب و عجم دامن مي‌زد. از اين رو دولت‌هاي حاشيه‌اي خليج فارس تبليغات سياسي، مكاتبات ديپلماتيك و محور برنامه‌هاي آموزشي خود را بر نام خليج عربي متمركز نمودند.
در اقدامي ديگر از سوي انگليسي‌ها، روزنامه تايمز لندن در سال 1962 در يكي از مقالات خود از خليج عربي به جاي خليج فارس استفاده كرد و از آن زمان به بعد برخي از دولت‌ها و شيخ‌نشينان عرب با خريدن روزنامه‌نگاران و خبرنگاران خارجي و يا با پرداخت مبالغ هنگفت به چاپ نقشه‌هايي كه خليج فارس را خليج عربي نشان مي‌داد مبادرت نمودند. اين تحركات ابتدا از سوي چهره‌هايي چون عبدالكريم قاسم در عراق و سپس توسط جمال عبدالناصر رهبر جنبش ملي جهان عرب در مصر ادامه يافت.
در سال 1958 سرهنگ عبدالكريم قاسم با كودتايي در عراق به حكومت رسيد و پس از مدتي داعيه‌دار رهبري جهان عرب گرديد. در راستاي چنين انديشه‌اي از تاكتيك دشمن‌تراشي براي تحريك احساسات عمومي ملي سود جست و براي نخستين بار «خليج فارس» را به نام جعلي «خليج عربي» خواند. قاسم كه با اين عمل قصد داشت با مطرح نمودن ايران به عنوان دشمن اصلي اعراب، توجه جهان عرب را از قاهره به بغداد جلب كند و به رهبري خود در جهان عرب دامن زند، با شكست مواجه شد. به شهادت اسنادي كه در همان دوران در عراق و حتي از سوي دانشگاه بغداد چاپ و منتشر شد، ‌قاسم حتي نتوانست توجه مقامات رسمي دانشگاهي عراق را نيز به خود جلب نمايد.
سرهنگ جمال عبدالناصر رهبر جنبش ملي جهان عرب در مصر كه در نظريه وحدت عربي خود، دنياي عرب را از اقيانوس اطلس تا خليج فارس «من المحيط الاطلسي الي الخليج الفارسي» ناميده بود، ديري نپائيد كه با اوج‌گيري هياهو و جنجال پان عربيسم خود،19 و براي سرپوش گذاشتن بر شكست‌‌هاي اعراب از اسرائيل20 از نام ساختگي خليج عربي سود جست. ناصر با طرح چنين سياستي دو هدف عمده را پيگيري مي‌كرد. نخست زنده كردن تعصبات نژادي اعراب و سپس رويارويي با شاه ايران كه با اسرائيل روابط خوبي برقرار كرده بود.
دولت ناسيوناليست مصر كه با دامن زدن به چنين مسائلي سعي در قوام و دوام بخشيدن به اتحاديه عرب داشت، از شيخ نشين‌هاي بحرين، قطر، دوبي، ابوظبي، شارجه و سلطان‌نشين عمان نيز درخواست نمود كه در راه ‌آرمانهاي مشترك ملت عرب و رفاه عمومي منطقه با جمهوري عربي متحده21 همكاري نمايند. از اين رو در 23 مرداد 1342 كميسيون اتحاديه عرب در شيخ‌نشين‌هاي خليج فارس براي نخستين بار نام خليج عربي را در يك سند رسمي ذكر نموده و به دنبال آن اتحاديه عرب تصميم گرفت اين نام مجعول را در برنامه‌هاي درسي كليه كشورهاي عضو اتحاده و مكاتبات رسمي به كار گيرد. 22
با اين حال مقاصد اعراب از تغيير نام خليج فارس فراتر مي‌رفت و شامل استان نفت‌خيز خوزستان نيز مي‌شد كه آن را عربستان مي‌ناميدند. اعراب خوزستان را بخشي از سرزمين عربي مي‌دانستند كه رضاشاه با حمايت و پشتيباني انگلستان از چنگ اعراب خارج ساخته است در اين راستا در 11 دسامبر 1964 كنفرانس حقوق دانان عرب، خوزستان را جزو لاينفك ميهن عربي دانست و در 10 نوامبر 1965 رژيم بعثي سوريه اين ادعا را پذيرفت و از آن پشتيباني كرد. 23 در واقع پشت كلمه خليج عربي، جزاير عربي، خوزستان عربي (عربستان)، حكم فرمايي بر تنگه هرمز و تبديل كردن ايران به زائده جهان عرب نهفته بود.24
اگر چه تلاشهاي ناصر برخي از سياستمداران عرب را نيز با وي همراه كرده بود اما در نهايت نتيجه دلخواهي در پي نداشت. زيرا رستاخيز عرب آنطور كه ناصر در روياي خود مجسم كرده بود، با واقعيات فاصله‌هاي زيادي داشت. علت اصلي آن نيز عدم انسجام و يكپارچگي دولت‌هاي عربي بود. در واقع ملتي كه ناصر از آن دم مي‌زد، چيزي جز تخيل نبود.25
تلاش‌هاي قاسم و ناصر در جهان عرب با قدرت يافتن صدام حسين در عراق بار ديگر توسط او ادامه يافت. صدام كه در وهله نخست صدها ميليون دلار هزينه كرده بود تا با كمك گروهي روزنامه‌نگار، دانشگاهي، ناشر و مركز نقشه‌سازي، نام خليج فارس را تغيير دهد؛ در پي وقوع انقلاب اسلامي در ايران دست به تجاوز به خاك ايران زد. هشت سال جنگ تحميلي كه با ادعاهاي واهي صدام مبني بر حاكميت بر اروند رود و عربي خواندن خوزستان و شهرهاي ديگر ايران آغاز شده بود، در نهايت با شكست عراق خاتمه يافت. در واقع نتيجه عملي اين تجاوز، افزايش حساسيت ايرانيان بر نام خليج فارس بود كه در پي آن ايرانيان استفاده از نام خليج عربي را نوعي ستيز با ايرانيت و تجاوز به تاريخ ايران قلمداد نمودند.
پس از جنگ دوم خليج فارس و تهاجم عراق به كويت در سال 1991، نفوذ نظامي ايالات متحده بر منطقه بيشتر شد و ديري نپائيد كه امريكايي‌ها براي مقابله با جمهوري اسلامي ايران به رودر رويي كشورها و شيخ‌نشين‌هاي ساحل جنوبي خليج فارس با ايران دامن زدند. از اين رو شيخ‌نشين‌هاي شارجه و ابوظبي در مقابل ايران قرار گرفتند و به طرح ادعاهاي واهي نسبت به مالكيت جزاير سه گانه (ابوموسي، تنب كوچك و تنب بزرگ) پرداختند. شيخ زايد بن سلطان آل نهيان، صدها ميليون دلار براي تغيير نام خليج فارس و ترديد آفريدن بر مالكيت مطلق ايران بر جزاير سه گانه هزينه كرد ولي گذشت زمان به او نشان داد كه در اين زمينه به موفقيتي دست نخواهد يافت. اگر چه ادعاي «شوراي همكاري خليج فارس» در بيست و پنجمين نشست سران كشورهاي عرب حاشيه خليج فارس در بحرين نام شوراي همكاري كشورهاي خليج فارس را به شوراي همكاري كشورهاي خليج عربي (مجلس التعاون لدول الخليج العربيه) تغيير دادند؛26 اما به نظر مي‌رسد سياست ايراني‌زدايي و فارسي ستيزي اعراب، با توجه به تعلق بيش از نيمي از خليج فارس و حساس‌ترين نقاط استراتژيك و ژئواكونوميك آن به ايران راه به جايي نخواهد برد. در واقع همانگونه كه تلاش براي كنار گذاردن و يا ناديده انگاشتن ايران از ساختار امنيتي منطقه بي‌ثمر مي‌باشد، تغيير نام خليج فارس نيز ناممكن مي‌نمايد.
با اين حال نبايد از خاطر برد كه اعراب در طول ساليان و دهه‌هاي اخير تبليغات گسترده‌اي را به منظور تغيير نام خليج‌فارس آغاز كرده‌اند. آنها در حالي نام شركتهاي هواپيمائي، روزنامه‌ها، مجلات، شركتها و بسياري از چيزهاي ديگر را بنام خليج يا خليج عربي تغيير داده‌اند كه نام «خليج پارس» در برگيرنده هزاران سال تاريخ است و عدم استفاده از آ‌ن، بي‌ارزش ساختن پيشينه و تمدن‌هايي است كه پيرامون آن باليده‌اند.
به كار بردن نام جعلي «خليج عربي» به جاي «خليج فارس»،‌عنوان «شيخ شعيب» براي «جزيره لاوان»، «قيس» براي جزيره‌ي «كيش» ـ و «شط‌العرب» براي «اروند رود» از جمله مواردي است كه عليرغم مسلمان بودن مردم منطقه، به منازعات هويتي و قومي ميان كشورها دامن مي‌زند. زيرا تغيير نام‌هاي كهن جغرافيايي، تحريف واقعيت‌هاي تاريخي و جعل هويت‌هاي موجود است. شعيب بهمن
پي‌نوشت‌ها:
1. براي مطالعه بيشتر در مورد ژئوپلتيك خليج فارس رجوع كنيد به:
پيروز مجتهدزاده، كشورها و مرزها در منطقه ژئوپلتيك خليج فارس، ترجمه: حميد‌رضا ملك، محمد نوري، تهران: دفتر مطالعات سياسي و بين‌المللي، 1382.
2. هرودوت، تاريخ هرودوت، ترجمه‌ هادي هدايتي، دانشگاه تهران، جلد اول، صص 58ـ 40.
3. 565 ميلياد بشكه نفت (65 درصد از ذخاير نفتي دنيا) و 30/7 تريليون متر مكعب گاز در خليج فارس مي‌باشد.
4. Sinus Persicus
5. Mare Persicum
6. Sinus Persicus
7. Mare Persicus
8. Gulf Persique
9. Persis Gulf
10. Persis
11. Persicus
12. Sinus Persicus
13. ابوعلي احمد بن عمر (ابن رسته)، الاعلاق النفسيه، جلد هفتم، ص 84.
14. عليرضا باونديان، خليج هميشه فارس در آينه داوري تاريخ، باشگاه انديشه، 12/11/1383.
15. همان.
16. پيروز مجتهد‌زاده، دروغي از آن سوي خليج فارس، ماهنامه زمانه، 29 دي 1383.
17. Arabian Gulf
18. Persian Gulf
19. در دوران حكومت «جمال عبدالناصر» و گسترش ايدئولوژي «پان عربيسم» در جهان عرب نفوذ معنوي و تاريخي مصر عمق بيشتري يافت و در اين ميان جنبش‌هاي متعددي نيز در كشورهاي عربي پا گرفت كه از ناسيوناليست‌هاي افراطي تا اسلامگرايان بنيادگرا رادر بر مي‌گرفت.
20. در جنگ ژوئن سال 1967 كشورهاي عرب در مدت 6 روز از اسرائيل شكست خوردند. شكست اعراب و از دست دادن نقاط استراتژيك سرزمين فلسطين ـ غرب رود اردن و باريكه غزه ـ و اشغال بخشي از دو كشور عربي (سوريه و مصر) توسط اسرائيل آنچنان براي اعراب تحقير‌آميز بود كه هيچ گاه نتوانستند خاطره تلخ آن را به فراموشي بسپارند.
21. جمهوري عربي متحده از اتحاد مصر و سوريه و يمن بوجود آمد. ليبي نيز پس از مرگ ناصر به اين اتحاد پيوست.
22. عبدالرضا هوشنگ مهدوي، سياست خارجي ايران در دوران پهلوي، تهران: نشر پيكان، 1380، ص 349.
23. روزنامه كيهان، 23 آذر 1343.
24. احمد ميرفندرسكي، در همسايگي خرس، تهران: پليكان، 1382، ص 206.
25. همان، ص 147.
26. خبرگزاري كار ايران (ايلنا).

منبع: موسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي

 

مقاله توسط همكار محترم سركار خانم كوركاني تهيه شده
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 21:11  توسط ایرج ضیایی | 

کوههای مریخی ایران

حدود 40 تا 50 كيلومتر پس از چابهار به سمت بندرگواتر، كوههايي در سمت چپ جاده نمايان مي‌شود كه به كوههاي مينياتوري يا مريخي معروفند.

اين کوه‌ها كه چاک چاک هستند و شکل‌هاي نامانوس دارند و فاقد پوشش گياهي هستند و به خاطر غيرعادي بودن‌شان، در سال‌هاي اخير و در ميان گردشگران، به کوه‌هاي مريخي شهرت يافته‌اند، نمونه‌هاي بدبوم (بدلند)هستند که پديده بوم‌شناختي ويژه‌اي است.

يك‌سو كوه‌هاي مخروطي مريخي با آن رنگ خاكستري خيال‌انگيز و سوي ديگر درياي سبز و ماسه‌هاي اندكي سرخ با درختچه‌هاي بياباني در كرانه آن.
دشت كه در ميان جاده آبگير مي‌شود، تالاب‌هايي را پدپد مي‌آورد، كه در سوي دريا صورتي است و در سوي كوه خاكستري مايل به سفيد. جايي كه به آن تالاب صورتي مي‌گويند. اين جاده كه با سراشيبي‌ها و سربالايي‌هاي بسيار، نمايان شدن گاه‌به‌گاه دريا در سمت چپ و نظاره منظره از ارتفاع، از جاذبه‌هاي خاص گردشگري در استان سيستان و بلوچستان است.

شکل‌هاي نامانوس اين پديده‌ها، ناشي از فرسايش سريع در برابر باد و باران است که بر خلاف فرسايش‌هاي آرام و طبيعي، مهلتي براي رويش گياهان باقي نمي‌گذارد و سرزمين را دندانه دندانهو پر از لبه‌ها و چاک‌ها نشان مي‌دهد.

همچنين، مقاومت نايکسان لايه‌هاي زمين، در اين منطقه‌ها گاه سبب شکل‌گيري ستون‌هايي با کلاهک‌هايي بر سر يا کوه‌هايي که گويي با چاقو
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 22:35  توسط ایرج ضیایی | 
این مقاله توسط همکار عزیز سرکار خانم صحرانورد تهیه شده

 

مقدمه

عبارت (کرکوس سایتوس) از خانواده زنبقیان همان گیاه زعفران است.

عده­ای از مردم دنیا مبدا زعفران را سرزمین مادها می­دانند و برخی منطقه وسیعتری از کره زمین را شامل یونان، ترکیه، آسیای صغیر و ایران را زادگاه زعفران می­دانند. کلمه زعفران در دائره المعارف آمریکا با ریشه داشتن در مدیترانه ثبت شده است.

ایرانیان قدیم ضمن صدور زعفران به بسیاری از نقاط جهان باستان خواص و نحوه کشت آن را به یونانیان، رومی­ها ، چینی­ها و اقوام سامی (عرب) معرفی کردند. در دوره هخامنشیان، پارت­ها،  ساسانیان کاشت گیاه زعفران  مرسوم بوده است. در گذشته­های دور مردم ایران به زعفران و زر به یک نسبت علاقه داشته­اند.

واژه ((زعفران)) یک کلمه عربی یا احتمالا معرب است و از قدیم در بیشتر نقاط ایران کاشته می­شده است. در قرن دهم میلادی کشت این گیاه معطر توسط عربها در اسپانیا متداول گردید و در قرن هجدهم در انگلستان رواج یافته است.

در حال حاضر ایران بزرگترین تولیدکننده زعفران در دنیاست؛ یعنی نزدیک به 85% زعفران دنیا که دارای کیفیت عالی بوده در ایران (مخصوصاَ در استانهای خراسان) تولید می­شود و به برخی از کشورهای اروپایی و آسیایی صادر می­شود.

 

 

      

 

 

 

 

زعفـران

 

(طـلای سـرخ)


زعفران چیست؟

زعفران با نام عمومي saffron  و نام علمي  crocus sativus  گرانبها ترين گياه زراعي موجود در روي كره زمين است و تنها گياهي است كه واحد خريد و فروش آن به جاي تن و كيلو مثقال و گرم است. زعفران از خانواده زنبق و در منطقه آب و هوايي مديترانه و غرب آسيا از عرض جغرافيايي 30 الي 50 درجه شمالي و طول جغرافيايي 10 در جه غربي تا 80 درجه شرقي در مناطق بسيار كم باران ايران - توران كه داراي زمستان سرد و تابستان گرم بدون داشتن بارش در اوايل فصل پاييز باشد گسترش دارد از ويژگيهاي بارز اين گياه ظهور گل آن قبل از هر اندام رويشي ديگر است . شروع رشد آن در پاييز و انتهاي رشدآن در بهاراست.موقع برداشت گل آن در صبح زود قبل از گرم شدن هوا مي باشد.

 تكثير زعفران منحصرا توسط غده زير زميني بنه ( كورم ) متداول است . برداشت محصول شامل چيدن گلها و جدا كردن كلاله از ساير قسمتهاي گل و در نهايت خشك كردن كلاله ها است . متوسط عملكرد زعفران در صورت رعايت كامل اصول زراعي حدود 10 كيلو زعفران خشك در هر هكتار از نوع زعفران دسته اي مي باشد . طول عمر گلها حدود 3 تا 4 روز بوده كه به طور متوسط هر كيلو گل زعفران معادل 2170 عدد گل است و از هر 78 كيلو گل به طور معمول 1 كيلو زعفران دسته اي ( كلاله همراه با خامه ) حاصل مي شود براي تهيه 1 كيلو زعفران سرگل نياز به حدود 105 كيلو گل و براي تهيه 1 كيلو زعفران پوشالي ممتاز ( حداكثر طول خامه باقيمانده و متصل به كلاله كمتر از 3 ميلي متر ) نياز به حدود 103 كيلو گل زعفران است پس از برداشت گل و جدا سازي كلاله ها مهمترين پارامتر در مورد كيفيت زعفران نحوه خشك كردن كلاله آن است كه مي بايست در محيط تميز و در زمان كوتاه ( حدود 2 الي 3 ساعت ) و در دماي حدود 50 تا 60 درجه سانتيگراد در اون الكتريكي انجام مي گيرد . روش خشك كردن اسپانيايي ( الك - هيتري ) در مرتبه بعدي است و پس از آن روش خشك كردن با مايكروويو مي باشد . در حال حاضر كليه مراحل برداشت گل و جداده سازي كلاله ها و فنآوري زعفران با دست صورت مي گيرد .

كلاله سه شاخه زعفران مهمترين بخش تجاري آن است اين بخش از گل حاوي مواد چرب ، املاح معدني و موسيلاژ است . عطر و بوي زعفران به علت وجود اسانس بيرنگ تروپن دار و يك تركيب اكسيژن دار همراه با سينئول به نام سافرا نال مي باشد. و طعم زعفران مربوط به هتروزيد تلخ پيكرو كروسين است . ماده رنگين زعفران مربوط به وجود ماده اي به نام كروسين مي باشد .

بهترين راه جدا سازي مواد موجود در زعفران جهت مصارف غذايي خانگي حل كردن كوبيده زعفران در مخلوط آب گرم و روغن مايع است (با نسبت يك قسمت روغن و بيست قسمت آب به صورت دم كرده براي مدت نيم ساعت).

مقدار مصرف براي هر نفر به طور معمول حدود 15/1 گرم در هر وعده غذايي مي باشد. براي نگهداري زعفران محيط ايده آل جاي خشك و خنك و به دور از نور مي باشد.

تاریخچه زعفران در ایران  

  کاشت زعفران در ايران از قدمت 1000ساله برخوردار است . اين گياه رنگي و گرانبهاي چندين ساله بدون ساقه است و پياز دارد و چون درخاک کوير به عمل  مي آيد، به طلاي سرخ و يا طلاي کوير شهرت يافته است  از هر 150گل ، يک گرم زعفران و از حدود 147هزار گل تازه ، يک کيلو زعفران خشک به دست مي آيد. زعفران به علت طعم و رنگ و عطر عالي ، کاربردهاي فراواني در توليد فرآورده هاي غذايي ، دارويي و شيميايي دارد و با توجه به محدوديت کشت و توليد، از فرآورده هاي گران قيمت به شمار مي رود. ايران با متوسط توليد 100تن در سال ، در زمينه توليد زعفران مقام اول را دارد. اسپانيا با توليد متوسط 25تن ، مقام دوم و کشورهاي هندوستان ، جزاير اسپرون روسيه ، سنگاپور، مالزي ، ژاپن ، تايوان ، چين ، فرانسه ، ايتاليا، آلمان ، استراليا و يونان با توليد متوسط 25تن ، مجموعا مقام سوم را به خود اختصاص مي دهند. مرکز اصلي پرورش اين گياه ، مناطق کويري و کم آب جنوب خراسان و سابقه زعفرانکاري در اين منطقه ، به 700سال پيش بازمي گردد. زعفران از محدود گياهاني است که در شرايط سخت زيستي پرورش مي يابد. با توجه به آن که جايگاه تاريخي زعفران در ايران بوده و منشا آن نيز ايران است ، اين گياه يکي از جذابيت هاي ويژه ايران به شمار  مي­آيد.

گل زعفران

 گیاهی دارویی و صنعتی است. گل زعفران که به بخش کلاله و یا قرمزی آن سر ریشه می‌گویند در ابتدای برداشت به رنگ قرمز روشن است ولی به مرور به رنگ قرمز تیره‌رنگ تبدیل می‌شود. تازه آن از عطر خوش طعمی برخوردار است و به غذاها طعم و لذت خاصی می‌دهد. برای کشاورزان در خراسان، زعفران (طلای سرخ) درآمد اصلی است. گیاهی که تنها دو بار در اول آبان‌ماه (قبل از محصول‌دهی) و اوایل آذرماه (در پایان محصول‌دهی)، به آب نیاز دارد و تا بهار، آب باران و برف برای آن کافی است. کاشت، داشت و برداشت آن فرصت‌های فراوان شغلی به وجود می‌آورد، حمل و نقل آن گران تمام نمی‌شود و توان ارزآوری دارد.

 از آماری که به گونه‌ای نه چندان دقیق درباره زعفران و زعفران‌کاران ایران منتشر می‌شود، چنین بر می‌آید که بیشتر از صد هزار خانوار، به ویژه در شهرستان‌های تربت حيدريه، قائن، بجستان، فردوس، سرایان، گناباد و بیرجند در استان‌های خراسان جنوبی و رضوی، از این محصول روزگار می‌گذرانند. از ۲۳۰ تن زعفرانی که هر سال در جهان تولید می‌شود، حدود ۱۷۰ تن آن در خراسان به دست می‌آید و بقیه عمدتاً در اسپانیا، یونان، مراکش، هند و افغانستان تولید می‌شود.

 

قائنات مهد زعفران دنيا

قائنات در جنوب غربي مشهد در خراسان جنوبي داراي طول جغرافيايي 56 درجه و 11 دقيقه و 45 ثانيه و عرض جغرافيايي 33 درجه و 42 دقيقه و 30 ثانيه است و در ارتفاع 1440 متر از سطح دريا واقع است كه سرزمين اصلي پرورش زعفران دنيا محسوب مي شود. پياز زعفران بعد از چهار سال از زمان كشت آن هر سال يك بار گل مي دهدكه گلهاي بنفش آن بايد قبل از طلوع آفتاب چيده مي شود و گرنه خود به خود جمع مي شود.

تمام مراحل برداشت زعفران به وسيله دست انجام مي شود و از هر 100 تا 200 هزار گل زعفران به طور ميانگين 5 كيلوگرم كاكل زعفران به دست مي آيد كه هنگام خشك شدن به يك كيلوگرم كاهش پيدا مي كند.

در حال حاضر توليد زعفران در ايران به حدود 220 تن در سال مي رسد كه برخي بازرگانان معتقدند 380 تن توليد زعفران كشور است و اين گياه خوشبو علاوه بر خراسان در نطنز كرمان، اصفهان، تهران، تبريز و آمل توليد مي­شود.

زمان نگهداري زعفران در صورت بسته بندي مناسب و نگهداري در جاي خشك تا 12 سال است و عطر آن در نگهداري بسته بندي از بين نمي­رود.

 

Top of Form

 

ترکیبات:

مهم ترین ترکیبات موجود در زعفران شامل ترکیبات زرد رنگ که به خوبی در آب محلول اند (مشتقات کروستین)، ترکیبات تلخ از جمله پیکروکروسین که به ویژه مقوی معده می‌باشند، مواد معطر (اسانس) که مهم ترین ترکیب آن سافرانال می‌باشد که گاهی تا ۱درصد زعفران را تشکیل می‌دهد، روغن ثابت به میزان حداکثر ۱۰درصد، رطوبت حدود ۱۳ـ۱۰ درصد و ترکیبات معدنی حدود ۵درصد می‌باشد.

مصارف غذایی و صنعتی:

با آنكه از گذشته هاي دور از زعفران بدليل رنگ زيبا و عطر و طعم استثنايي استفاده مي شده است، در ساليان اخير به دليل گرايش به مصرف افزودنيهاي طبيعي، به جاي انواع شيميايي و سنتزي در مواد غذايي، استفاده از زعفران رو به فزوني گذاشته است.

امروزه استفاده از زعفران در تكنولوژي و صنعت بسيار متداول شده است. كارخانجات مختلف صنايع غذايي، از زعفران در تهيه انواع سوسيس و مارگارين استفاده مي كنند. كارخانجات لبني، در تهيه انواع كره، پنير و ساير محصولات توليدي خود از آن استفاده مي نمايند. در برخي از كارخانجات، زعفران در تهيه انواع پودرهاي كيك و در انواع دسرها به كار مي رود. از زعفران به عنوان طعم دهنده و رنگ دهنده طبيعي و سالم در برخي نوشابه ها، ژله، بستني، شكلات، نبات و آبنبات، كيك و كلوچه، پودرهاي سوخاري و ... استفاده مي شود. زعفران بخش ضروري دستورالعملهاي غذايي برخي سوپها، غذاهاي دريايي، انواع برنج و مرغ بوده و همچنين در تهيه دسر و نوشيدنيها مورد استفاده قرار مي­گيرد.

در بسياري از فرهنگها، زعفران، ادويه اي ارزشمند مي­باشد كه بسياري از افراد طعم آن را دوست دارند و عطر و رنگ آن را هم مي پسندند. در منازل اكثر ايرانيها، بسياري از انواع غذاها و شيريني ها به همراه زعفران تهيه مي شود. دسرهايي نظير سوهان و انواع كيكهاي زعفراني را مي توان نام برد. هنديها و عربها از بزرگترين مصرف كنندگان زعفران مي باشند. عربها از زعفران غذاهاي مختلف و همچنين چاي مخصوصي تهيه مي­كنند. قهوه عربي حتما بايد داراي زعفران و هل باشد. هنديها هم غذايي به نام بريوني دارند كه معمولاً در آن زعفران به كار مي رود. در شمال ايتاليا و جنوب سوئيس زعفران، براي تهيه برنج زعفراني معروف آنها يعني ريزوتو(Risotto) مصرف زيادي دارد. فرانسويها نيز زعفران را به خوبي مي شناسند و در تهيه انواع غذاها از آن استفاده مي كنند. در اسپانيا غذايي به نام پائیا (Paella)، تهيه مي­شود كه زعفران در آن نقش از مهمي دارد. در آلمان و انگليس نيز از زعفران در تهيه كيك زعفراني و انواع رنگهای غذا استفاده می­شود.

خواص درمانی:

زعفران در کتاب رسمی داروسازی نامبرده شده و به شکل تنطوری با نام OpiiCrocata وجود دارد. همچنین عصارهٔ آن به صورت محصولی به نام Bitters Swedish توسط کارخانجات مختلف تهیه و جهت مصارف دارویی مختلف عرضه می‌شود. بر حسب آزمایش‌هایی که در اروپا انجام شده‌است، زعفران خاصیت کاهش چربی وکلسترول خون و افزایش نفوذ اکسیژن در پلاسما را درموش آزمایشگاهی از خود نشان داده ‌است. در طب عوام نقاط مختلف جهان، زعفران به عنوان آرام بخش، ضد اسپاسم، اشتها آور و مقوی معده استفاده می‌شود. در کشور آلمان زعفران به عنوان آرام بخش، درمان درد معده و شکم و آسم مصرف می‌شود. زعفران بدلیل رنگ شادی که دارد در غذاها باعث نشاط انسان می‌شودو از روغن زعفران Safranol داروي ضد افسردگي توليد مي­شود.

   نتايج دیگر نشان مي­دهد كه در آينده­اي نزديك، زعفران يكي از مهمترين جايگزين­هاي داروهاي شيميايي خواهد بود.

همچنين تحقيقات فراوان انجام شده نشان مي دهد كه تركيبات موجود در زعفران در درمان برخي از انواع سرطانها در حیوانات تاثیر داشته است.

 


 

نگهداری:

زعفران به ویژه بعد از آسیاب شدن باید دور از نور و رطوبت و در جام شیشه‌ای نگهداری شود. زیرا با توجه به این که اسانس (مواد معطر) زعفران قابل تبخیر شدن است در صورت نگه داری نامناسب، به مرور زمان اسانس آن تبخیر شده و از اثرات دارویی و طعم و مزهٔ آن کاسته می‌شود و مرغوبیت آن از دست می‌رود.

تقلب:

چون زعفران بسیار گران قیمت می‌باشد، از قدیم سوداگران حقه باز در آن دستکاری می‌کردند و مجازات تقلب در زعفران گاهی حکم اعدام داشته ‌است. مهم ترین تقلبی که به عنوان زعفران صورت می‌گیرد گل رنگ می‌باشد که شباهتی به زعفران دارد و می‌تواند ایجاد رنگ زرد کند. گاهی برای اضافه شدن وزن به آن روغن یا آب نبات و عسل اسپری می‌کنند.

بهترین نوع زعفران زعفرانی است که به آن دختر پیچ می‌گویند؛ یعنی صد درصد طبیعی است و سر ریشه دست نخورده ‌است مانند رشته‌ای نخ قرمز است که پایین آن سفید و نیمه بالای آن قرمز است.

نام:

 بیشتر منابع انگلیسی زعفران را از واژه الصفران و واژه‌ای عرب دانسته‌اند اما درستی این موضوع بعید به نظر می‌رسد چون کاربرد زعفران قدمتی بیشتر از ده هزار سال دارد و این گیاه بومی رشته کوههای البرز و آسیای میانه‌است. وزن این واژه نیز عربی نیست و اصولاً بیشتر نام‌هایی که در عربی به «ان» ختم می‌شوند ریشه فارسی دارند مانند مهرجان، جلجلان و... شاید زعفران در اصل زرپران بوده یعنی گلی که کلاله آن هم ارزش زر و طلا است و این واژه سپس به زعفران تبدیل شده. در زبان فارسی و ترکی زفرون (زفرو) و در عربی زعفران، در انگلیسی( saffron) در اسپانی (azafrán) در فرانسه (safrane) در ایتالیایی (zaferano) به هندی (zuffron) تلفظ می‌شود.

 

 

تولید زعفران:

زعفران گیاه گرمسیری است که در مناطقی با زمستانهای گرم و خشک رشد خوبی دارد. مقاومت زعفران در برابر سرما زیاد است (تا 20 درجه سانتیگراد) اما به دلیل اینکه طول دوره رشد آن از اواخر پاییز تا آغاز بهار است نیاز به آب و هوای معتدل در این دوره داردباران یا آبیاری در طول دوره استراحت تابستانه (دوره خواب) برای این گیاه مضر می باشد.در خاکهای رسی یا شنی بخوبی رشد نمی کند بهترین نوع خاک شنی ـ رسی با مقدار کمی آهک و  (PH 8-7) همچنین خاک باید عاری از علفهای هرز باشد و طی چند سال اخیر در آن زعفران کاشت نشده باشد.

این گیاه به مقدار مختصری ترکیبات مغذی نیاز دارد و بهترین نوع کود کود گاوی بمیزان 15-10 تن در هکتار می باشد. در صورت استفاده از کودهای شیمیایی بمیزان 100 کیلوگرم کود فسفره و 200 کیلوگرم کود پتاسه قبل از کاشت و 200 کیلوگرم کود اوره به صورت سرک (در چند مرحله) در مراحل داشت و بعد از برداشت (و یا 500 کیلوگرم کود کامل در هکتار) کفایت می کند مقادیر یاد شده بسته به نوع خاک می تواند متغیر باشد.

 

 

عملیات کاشت (سال اول):

در فصل بهار زمین مورد نظر را در طی یک هفته دو بار شخم می­زنند به طوریکه همه کلوخها خرد شده و کود به خوبی با خاک مخلوط گردد. پس از رشد علفهای هرز را وجین نموده و تا موقع کاشت رها شود. در اوایل پاییز چند روز قبل از کاشت زمین را آبیاری و برای سومین مرتبه زیر و رو کرده بعد از آنکه همه کلوخه ها خرد شدند پیازهای به روش فارویی یا کرتی کاشته شوند.

طریقه کاشت پیازها: پیازها انتخاب شده باید سالم و عاری از هر گونه بیماری و یا آسیب دیدگی بوده و قبل از کاشت با سموم قارچ کش ضدعفونی شود.

فاصله پیازها روی ردیف 20 سانتیمتر و فاصله بین ردیفها را 25 سانتیمتر است که در غیر این صورت پیازها رشد مناسب نخواهند کرد در هر هکتار به طور متوسط 3 تن پیاز کاشته می شود.

بعد از کاشت پیازها بلافاصله مزرعه آبیاری شود و اگر 3-2 روز قبل از کاشت آبیاری صورت گرفته باشد می توان آبیاری را تا چند روز بعد از کاشت به تعویق انداخت بهترین زمان آبیاری مزرعه اواخر مهرماه می باشد اگر آبیاری زودتر از زمان مقرر انجام شود برگها قبل از گلها ظاهر می شوند که در این صورت عمل برداشت را با مشکل مواجه می سازد. بنابراین باید مراقب بود که در فاصله زمانی بین مرحله کاشت پیازها و زمان برداشت گل فقط یکبار آبیاری انجام شود. زعفران گیاهی است مخصوص مناطق خشک و آب چندانی نیاز ندارد اما اگر بعد از برداشت و طول زمستان چندین نوبت مزرعه آبیاری شود پیازها درشت تر خواهند شد و باعث می گردد که گیاهان قویتری ایجاد کند. آبیاری زعفران زمانی انجام می شود که محصولات دیگر به آب احتیاج ندارد.

 

عملیات سال دوم(مراحل داشت مزرعه):

کود دهی: در اواسط مهرماه در حدود 15 تن در هکتار کود دامی به زمین داده و شخم سطحی زده می شود. به طوریکه به پیازها آسیبی نرسد اگر در مزرعه علف هرز دیده شد باید وجین انجام گیرد.

آبیاری: آبیاری در سال دوم همانند سال اول انجام می شود اگر بارندگی در حد متوسط باشد هر 20 روز یکبار آبیاری کفایت می کند(دور آبیاری به نوع خاک هم بستگی دارد و در خاکهایی با درصد شن بیشتر دور آبیاری کوتاهتر و در خاکهای رسی دور آبیاری بلندتر است)

در سالهای خیلی سرد در ماههای دی و بهمن باید از آبیاری مزرعه خودداری نمود زیرا باعث یخ زدگی و فساد پیازها می گردد. آخرین آبیاری در اواسط فروردین است زمانی که برگهای زعفران رو به زردی می گرایند بعد از آن برگها را چیده و بعنوان خوراک دام استفاده گردد ولی دقت کنید که به هیچ وجه دام را برای چرانیدن در مزرعه رها نکنید چرا که به پیازها فشار آورده پیازها آسیب دیده و احتمال سبز شدن آن در سال آینده کاهش می یابد.

کنترل علفهای هرز: بهترین روش کنترل علفهای هرز وجین دستی است که دو بار در سال انجام می شود. در صورت لزوم از علفها کشهای مناسب با توصیه کارشناسان مربوطه استفاده می شود.

کنترل آفات: خرگوش و جوجه تیغی از جمله جانورانی هستند که از پیازهای زعفران تغذیه نموده و به مزرعه خسارت می زنند در صورت مشاهده آثار آن از طعمه مسموم طبق توصیه کارشناس مربوطه استفاده می شود.کشت زعفران فقط در سال اول ولی برداشت آن 7 سال می باشد.

آب و هوای مناسب زعفران:

زعفران گیاهی است نیمه گرمسیری و در نقاطی که دارای زمستانهای ملایم و تابستان گرم و خشک باشد به خوبی می روید مقاومت زعفران در مقابل سرما زیاد است و لیکن چون دوران رشد آن مصادف با پائیز و زمستان و اوایل بهار است طبعا در این ایام به هوای مناسب و معتدلی نیاز دارد. در دوره خواب یا استراحت گیاه (تابستان) بارندگی یا آبیاری برای آن مضر است بنابراین کشت و کار آن در مناطق گیلان و مازندران و مناطق گرم جنوب کشور معمول نیست. اراضی آفتاب گیر و بدون درخت که ضمنا در معرض بادهای سرد نیز نباشد برای رشد زعفران مناسب است. با این وجود در برخی از روستاهای بیرجند و قاین در زیر سایه بوته های زرشک و درختان بادام که در تابستان کمتر آبیاری می شوند کاشته می شود.حداکثر دمای این گیاه بین 40 تا 35 درجه سانتی گراد ودر ارتفاع بین 1300 تا 2300 متر از سطح دریا عملکردخوبی را نشان داده است.

 

 

 

خاک مناسب پرورش زعفران:

از آنجایی که پیاز زعفران مدت نسبتا زیادی (7 - 5 سال) در زمین می ماند. خاک زمین باید سبک یا ترکیبی از شن و رس باشد که پیاز بتواند در این مدت علاوه بر تامین مواد غذایی، در مقابل شرایط خاص منطقه ای نیز مقاومت نماید.بنابراین جهت رشد و نمو مناسب گیاه و تولید محصول مرغوب و مطلوب زمین های حاصلخیز و زهکشی شده بدون درخت با خاک(لومی، لیمونی، رسی و شنی) و آهک دار که PH آن بین 7-8 باشد بر زمین های شور، فقیر و مرطوب، اسیدی ترجیح داد.

زعفران در زمین هایی که دارای قلوه سنگ یا علف های هرز یا مواد آلی پوسیده نشده باشد محصول خوبی نمی دهد.

 

 

 

      

تهیه زمین:

در تهیه زمین به منظور کاشت زعفران لازم است توجه و دقت خاصی معمول شود ابتدا در فرصتهای مناسب در پائیز یا زمستان زمین مورد نظر را شخم عمیق می زنند درصورتیکه شرایط مناسب نبوده یا دسترسی به تراکتور مقدور نباشد می توان شخم را در پایان بهار یا اوایل تیرماه نیز انجام داد.

در تهیه زمین بطریق سنتی در اوایل بهار پس از قطع بارانهای بهاره زمین را با گاوآهن ایرانی شخم می زنند بعد از 15 - 10 روز مجددا به شخم زمین اقدام می کنند و اگر زمین دارای کلوخ باشد گاوآهن را باز کرده و کلوخ ها را با استفاده از ماله خرد می کنند بعد از دو یا سه هفته مجددا زمین را دوبار در جهات عمود بر هم شخم می زنند قبل از شخم سوم برای هر 100 متر مربع زمین 10 - 5 بار الاغ کود حیوانی پوسیده پخش می نمایند کشاورزان بخوبی دریافتند که شخم های مکرر صرفنظر از تهیه بستر مناسب کشت زمین را تا حدودی از وجود علف های هرز پاک می سازند. در این طریق زمین کرت بندی شده و طول و عرض کرتها را نسبت به شیب زمین و قدرت آب تعیین می کنند. معمولا عرض کرت­ها بین 4 تا10 متر و طول آن­ها  بین  10 تا100 متر می­باشد. در زراعت مکانیزه زعفران زمین را در پاییز سال قبل از کشت با گاوآهن شخم عمیق می­زنند در بهار پس از قطع باران­های بهاری خاک را با انجام شخم متوسط ضمن سله شکنی از وجود علفهای هرز پاک می­کنند در مرداد یا شهریور پس از پخش 40 تا80 تن کود حیوانی و 200 کیلوگرم فسفات آمونیوم زمین را بصورت فارو در میاورند و برای کشت آماده می کنند. (البته متخصصین تغذیه­ای توصیه می­کنند که حدود 250 کیلوگرم سولفات پتاسیم نیز در این مرحله با خاک مخلوط گردد)

 

 

انتخاب پیاز و زمان کشت زعفران:

احداث مزارع جدید زعفران فقط بوسیله پیاز آن مقدور و معمول است. بنابراین تهیه و انتخاب پیاز مرغوب جهت کاشت در ایجاد و گسترش کشت حائز اهمیت است.پیاز زعفران را می توان از خاک درآورد به انبار یا مزرعه دیگری منتقل نمود، با توجه به دوره خواب یا استراحت پیاز که از اواخر اردیبهشت ماه تا اواخر مرداد ادامه دارد می توان در این فاصله نسبت به بیرون آوردن پیاز اقدام کرد. بهتر است پیازها پس از بیرون آوردن از زمین کاشته شوند تا پیازها ضمن ادامه استراحت در زمین جدید مستقر شوند. از بیرون آوردن پیازها در اواخر مرداد به بعد باید خودداری کرد چون در این موقع بعضی از پیازها ممکن است برای ریشه دادن و جوانه زدن آماده باشند هر قدر فاصله بیرون آوردن پیازها تا کاشت کمتر باشد بهتر است با وجود این پیاز زعفران را برای مدت چندماه در محل سرد و خشک با ارتفاع 30 - 20 سانتی متر می توان بصورت پخش شده نگهداری نمود ولی این امر باعث عدم توسعه فیزیولوژیکی گلها شده و بازدهی سال اول کشت را شدیداًکاهش می دهد.پیاز زعفران را از موقع خزان بوته (اوایل خرداد تا اواسط مهرماه) می توان کشت نمود ولی بهتر است از کاشت پیاز در اواخر تیر و اوایل مرداد خودداری شود زیرا در این موقع هوا و زمین بسیار گرم است و بیم آن می رود که رطوبت پیاز موقع جابجای از بین رفته و به آن صدمه وارد شود. بر اساس تحقیقات انجام شده توسط مرکز پژوهشهای صنعتی خراسان بهترین زمان کشت خرداد ماه می باشد.

  

نوع و مقدار کشت پیاز زعفران:

بطوریکه گفته شد زعفران بوسیله غده ساقه که عبارت از پیازهای تو پر (بنه) می باشد ازدیاد می شود و اندازه آن از یک فندق تا یک گردو متفاوت است. پیازهای انتخابی باید درشت تر، سالم تر و بدون زخم و خراشیدگی و عاری از هر نوع بیماری باشد. پیازها بهتر است قبل از کاشت با سموم قارچ کش از قبیل سرزان، سری تیزان و گرامنیون و غیره به نسبت 500 - 300 گرم سم برای یکصد کیلو پیاز بر علیه بیماریهای قارچی ضد عفونی شوند. در موقع کاشت بهتر است پولک یا لایه خشک کف پیاز به همراه مقداری از پوسته آزاد روی پیاز جدا شوند تا جذب آب بوسیله پیاز آسانتر و جوانه زدن آن سریعتر انجام شود. مقدار کاشت پیاز بسته به ریزی و درشتی از 10 - 3 تن در هکتار فرق می کند. فواصل کاشت معمولا 30 - 25 سانتی متر از هر طرف می باشد.

تعداد پیاز انتخابی جهت کاشت در هر چاله 3 پیاز است با وزن متوسط 6 گرم برای هر پیاز می باشد در صورتیکه پیازها ردیفی در فارو کاشته شوند بصورت منفرد و با فاصله 8 - 6 سانتی متر از یکدیگر به مقدار 3 تن و در صورتیکه بصورت سنتی و در هر چاله 5 عدد مصرف کنند میزان کاشت پیاز به 5 تن بالغ خواهد شد. گفتنی است که در تحقیقات انجام شده بهترین پیازها، پیازهایی با اندازه بیشتر از 8 گرم بود.

 

 

 

 

عملیات کاشت پیاز زعفران:

برای کاشتن پیاز زعفران ابتدا چاله های یک ردیف را با بیل در می آورند و در داخل هر چاله بطوریکه گفته شد از 3 - 15 پیاز قرار می دهند. عمق کاشت پیاز 20 - 15 سانتی متر در نظر گرفته و در موقع کاشت سر پیازها باید رو به بالا قرار گیرد. پیازها در عمق 20 سانتی متری در زمستان از سرما و یخبندان و سایر تنش های محیطی و در تابستان از گرما زدگی مصون می مانند.

برای کاشت زعفران 5 - 4 نفر شرکت می کنند به این ترتیب که یک نفر با بیل چاله ها را در می آورد دو نفر پیازهای قابل کشت را بصورت دسته های 3 تا 5 یا 15 تائی انتخاب می کنند و نفر چهارم پیازها را در داخل چاله ها قرار می دهد و بقیه نفرات کار خود را ادامه می دهند تا تمام زمین کاشته شود. سرانجام سطح مزرعه را که نا مسطح شده با بیل یا ماله ایکه صاف و فشرده می سازند تا پیازها به خاک بچسبد.

زمین کشت شده به همین صورت تا موقع آبیاری پائیزه رها می شود قبل از آبیاری در حدود 20 - 10 تن کود حیوانی کاملا پوسیده با بیل یا چهر شاخ در سطح زمین پخش می­نمایند.

در اسپانیا کاشت زعفران به صورت دیم صورت می گیرد پیازهای زعفران بجای کپه کاری در داخل ردیف 4 بفاصله 5 تا 8 سانتی متر از همدیگر کاشته می شود. و ردیف های کاشته شده از یکدیگر 35 - 30 سانتی متر فاصله دارند. پس از انجام عمل کاشت روی شیارها را با ماله پوشانده و زراعت ردیفی بنظر می رسد.

 

 

آبیاری:

پس از پایان کاشت پیازهای زعفران که حداکثر تا آخر شهریورماه طول می کشد حدود 15 تا 10 روز بعد از کاشت اقدام به آبیاری مزرعه می نمایند. در نقاط مختلف خراسان بسته به وضعیت آب و هوایی منطقه از اواسط مهر ماه تا دهه اول آبان آبیاری زعفران شروع می­شود.

با توجه که گل کردن زعفران تا حدودی تابع آب اولیه می باشد لذا برای اینکه برداشت زعفران با مشکل مواجه نشود آب اول را در بین قطعات با فاصله چند روز تقسیم می کنند تا بدین وسیله دوران اوج گلدهی قطعات با یکدیگر همزمان نباشد. آب اول زعفران خیلی مهم است و تمام نقاط زمین باید بطور کافی و یکنواخت آب بخورد تا گلهای یک قطعه با هم و هم زمان بیرون آیند بعد از گاورو شدن مزرعه برای سله شکنی از کج بیل و چهار شاخ فلزی یا گاو آهن  ایرانی با عمق کم استفاده می شود متعاقب آن زمین را ماله می کشند. سله شکستن زمین باعث می شود که جوانه های گل با سهولت بیشتری از خاک بیرون آمده و رشد قوی و مطلوبی داشته باشند. پس از آبیاری اول بفاصله 15 - 20 روز بعد از آن اولین گلهای زعفران ظاهر می شوند بدیهی است که مزرعه زعفران در سال اول محصول قابل توجهی نمی­دهد. از اوایل فروردین تا زمانیکه رنگ برگها به زردی مایل شود هر 12- 6 روز یکبار آبیاری انجام می­شود.

باید توجه داشت که بعد از وجین یک نوبت آبیاری به تاخیر بیفتد تا علف های هرز از بین رفته و مجددا سبز نشوند. آب آخر در درشت شدن پیاز موثر است.

 

 

 

 

سله شکنی:

همان طور که اشاره شد بعد از آبیاری اول به محض گاورو شدن زمین سطح مزرعه باید سله شکنی شود بنحوی که پیازها صدمه نبینند بهترین وسیله سله شکنی کج بیل و بیل شیار دار و گاوآهن ایرانی و کولتیواتر است.

سله شکنی باعث می شود که گلها به آسانی از خاک بیرون آمده و کود حیوانی با خاک مخلوط گردد. در مواقعی که زارع نتوانسته باشد به زمین خود کود دهد قبل از انجام آبیاری می توان کود لازم را در سطح خاک پخش نموده و با شخم سطحی با خاک مخلوط نمود و بعد از این عمل که در واقع حکم سله شکنی را دارد جهت هموار نمودن زمین و چسباندن خاک به پیازها زمین را ماله می کشند.

 

 

وجین علف های هرز:

علف های هرز از طریق رقابت با گیاه زعفران از نظر آب و مواد غذایی و نور خورشید سبب کاهش محصول می شود علاوه بر این ممکن است در مراحل کاشت و برداشت زعفران مزاحمت های ایجاد و میزبان تعدادی از بیماریها و حشرات و بخصوص نماتد باشد. وجین مزرعه در هر موقع که علف های هرز رشد کردند ضروری است در مزارع زعفران اولین وجین بعد از آبیاری دوم انجام و این وجین باعث از بین رفتن علف های هرز مزرعه زعفران می گردد.بطور معمول اولین وجین زعفران بعد از برداشت گلها و دومین آن در صورت لزوم به فاصله در حدود یک ماه قبل از آب سوم انجام می شود. در مورد مبارزه شیمیایی با علف های مزرعه باید توجه کرد که چون اثر این علف کش ها بر روی گیاه آزمایش نشده لذا باید حتی الامکان به هنگام رشد بوته های زعفران از مصرف علف کش های شیمیایی خودداری شود.

 

 

عملیات به زراعی زعفران:

با توجه به اینکه اصلاح نبات زعفران از طریق به نژادی امکان پذیر نیست لذا برای بازدهی بیشتر محصول و ارتقاء کمی و کیفی آن باید به عوامل زیر متوصل شد: 1- زمین انتخاب شده برای کاشت زعفران باید حاصلخیز بوده و غنی از مواد غذایی و آلی باشد. 2- پیازهای درشت و سالم عاری از هر گونه بیماری و آلودگی برای کشت مزرعه انتخاب شود. 3- ردیف کاری به جای کپه کاری نتیجه بهتری می دهد و عملیات ماشینی را در داخل مزرعه سهل و آسان می کند. 4- از پیازهای خشکه کن و محافظت شده در شرایط خشک و خنک و تهویه شده استفاده شود. 5- در هنگام استراحت تابستانی گیاه زعفران از آبیاری آن خودداری شود. 6- در عمق کاشت پیازها دقت شود که در مناطق سردسیر 20- 15 سانتیمتر و در مناطق معتدل 15- 10 سانتیمتر کمتر نباشد. 7- حتی الامکان در موقع خواب تابستانه با علف های هرز مبارزه شود. 8- چون هرساله پیازها به سطح خاک نزدیک می شوند افزودن لایه ای معادل 2 - 3 سانت متر از کود و خاک و خاکستر سبب حفاظت بیشتر پیازها از تنش های محیطی شده و در عین حال مواد مغذی بیشتری به گیاه می رسد. 9- به هنگام تهیه زمین از اضافه کردن کودهای حیوانی به همراه کودهای شیمیایی لازم که قبلا به مقدار و زمان مصرف آن اشاره شده مایقه ای نشود.

 

 

10- پس از آبیاری سله شکنی زمین ضرورت کامل دارد تا گلها بآسانی بتوانند  از خاک بیرون آیند منتهی باید دقت کرد که عمق سله شکنی طوری نباشد که به پیازهای زعفران آسیب برسد. 11- مبارزه با جوندگان بخصوص انواع موش از اهمیت زیادی برخوردار است هرگونه سهل انگاری در این خصوص باعث از بین رفتن محصول و استقرار موشها در زمین می گردد. 12- برداشت گل در ساعات اول روز (4 - 9 صبح) موقعی که گلها بصورت غنچه باشند باید انجام شود. 13- در خشک کردن گلها باید دقت شود تا رنگ و عطر دلپذیر زعفران محفوظ بماند. 14- بهترین روش خشک کردن زعفران روش توسینگ یا خشک کردن اسپانیایی است که بوسیله هیتر و الک نسوز انجام می شود. 15- بالاخره زعفران باید در ظروف در بسته فلزی، چوبی قلع دار یا شیشه ای دردار دور از نور و رطوبت و حرارت نگهداری شود.

 

برداشت زعفران:

مزرعه زعفران در سال اول محصول قابل توجهی ندارد و فقط پیازهایی که درشت تر بوده و تغذیه خوبی داشته اند به گل رفته و تولید زعفران می کنند.زمان گل دهی مزرعه معمولا آبانماه و دوره گل دهی 15 روز بطول می انجامد برداشت زعفران توسط دست و نیروی انسانی انجام می گیرد.بهترین زمان گل گیری در ساعات اولیه صبح و قبل از طلوع آفتاب می باشد بنابراین به تعداد نیروی کارگری زیادی نیاز است اگر گلها در معرض باد و نور خورشید قرار بگیرند کیفیت خود را از دست داده و عطر و رنگ آن کاهش می یابد.بعد از چیدن گلها رشته های زعفران را از گل جدا کرده و بر روی پارچه های تمیز در اطاقکی که سایه بوده و تهویه مناسبی داشته باشد پهن کرده تا کاملا خشک شوند.

از هر هکتار مزرعه زعفران بطور متوسط سالانه 10 کیلوگرم زعفران خشک بدست می آید. در پایان سال هفتم باید پیازها را از زمین دیگری منتقل نموده قابل توجه است که پیازها را در سال اول را دارند پس در سال هفتم 5 هکتار زمین را با این مقدار پیاز می توان به زیر کشت برد.کاشت و برداشت زعفران به ماشین آلات سنگین نیاز ندارد.

 

 

تجارت زعفران:

ایران با سطح زیر کشتی در حدود 41325هکتارو تولید سالیانه150تا170تن زعفران با بیش از 80درصد تولید جهانی بزرگترین تولید کننده زعفران از نظرکمیت وکیفیت در جهان می باشد.

۷۵ تا ۸۰ درصد زعفران ایران صادر می‌شود و حدود ۵۰ میلیون دلار برای کشور ارزآوری می‌کند. بخش عمده صادرات زعفران ایران به صورت فله‌ای به بهای هر کیلو ۴۰۰ دلار راهی اسپانیا و امارات عربی متحده می‌شود و از آنجا در بسته‌بندی‌های کوچک و مدرن، به بهای هر کیلو ۱۲۰۰ دلار راه بازار‌های غربی را در پیش می‌گیرد.

 به بیان دیگر با توجه به نبود زیربنا‌های صادراتی و تکنولوژی بسته بندی، حاصل تلاش زعفران‌کاران خراسان، عمدتاً به جیب دلالان اسپانیایی و اماراتی ریخته می‌شود. در مجموع بر پایه گزارش‌های انتشار یافته، رغبت کشاورزان خراسان به کشت زعفران رو به کاهش گذاشته که مهم‌ترین عامل آن ضعف بهای این کالا طی چند سال گذشته‌است.

علت تفاوت قيمت زعفران در ايران و دنيا راباید در بسته بندي نامناسب اين محصول در كشور دانست كشورهاي ديگر هم صنعت بسته بندي پيشرفته دارند و هم تبليغات گسترده براي فروش و بازاريابي زعفران انجام مي دهند.

زعفران ايراني را اسپانيا ارزان مي خرد و به نام شركتهاي تجاري خود در دنيا عرضه مي كند .

يكي از مشكلات بازار زعفران راباید ورود برخي افراد سودجو به صادرات اين محصول دانست و گفت در چندسال گذشته عده اي با انگيزه سودجويي زودگذر، هرگونه زعفران را به نام زعفران ايراني و گاهي زعفران مخلوط با مواد ديگر را صادر كردند و بازار زعفران اصيل ايراني را در دنيا خراب كردند.

برخي واسطه ها زعفران را از كشاورزان ارزان مي خرندو كشاورزان که  به پول آن نياز دارد آن را ارزان مي فروشند.

واسطه ها زعفران خریداری شده از کشاوران راتحویل بنکداران داده و بنكداران آن را توزيع مي‌كنند.

آنها در فصل برداشت، به سرزمين اصلي زعفران در جنوب خراسان مي­روند و آن را به صورت گل خريداري مي كنند و نمي گذارند حتي كشاورز آن را جمع كنند، بلكه آن را بر روي زمين خريداري می كنند.

 مرغوبیت زعفران ایران بسیاری از کشورها را تشویق به همکاری با ایران در این زمینه کرده است لذاتفاهمنامه چند جانبه ای میان دانشگاه علوم پزشكی مشهد و دانشگاه چیبا «CHIBA» ژاپن و مراكز علمی، تجاری و تحقیقاتی ۲ كشور در بحث زعفران درمورخه5/8/86 در مشهدبه امضارسید.

این تفاهمنامه با حضور هیأت دانشگاهی و تجاری از دانشگاه چیبا و مركز همكاری های خاورمیانه ژاپن و نیز استاندار، مسئولان دانشگاه علوم پزشكی و صندوق توسعه زعفران خراسان رضوی منعقد شد. معاون پژوهشی دانشگاه علوم پزشكی مشهد در مورد این تفاهمنامه گفت: این تفاهم روی ۲ محور كه همكاری علمی در زمینه كاربرد زعفران در ایران و فرآورده های آن در بخش های پزشكی و بهداشتی و خواص این محصول ارزشمند می­باشد متمركز شده است.

درحال حاضرزعفران ايران به تمام كشورهاي دنيا به جز آمريكا و اسراييل صادر مي شود . با این حال پس از سال‌ها رکود در سال ۱۳۸۵ قیمت زعفران به صورت چشمگیری افزایش یافت.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع و ماخذ :

1) دائرالمعارف تولید، تجارت، ومصرف زعفران از دیروز تا امروز ـ محمدحسن ابریشم ـ چاپ اول 83

2) روزنامه رسالت ـ بانک اطلاعاتی نشریات

3) مقاله گناباد شناسی، زعفران گناباد ـ علی تقی زاده ـ کارشناس ارشد شیمی

4) اینترنت ـ سایت آفتاب ـ توسعه صادرات زعفران ایران

5) ویکی پدیا دانشنامه آزاد

6) زعفران ایران با نگاه پژ وهشی ـ حسن ابراهیم زاده، طیبه رجبیان، عذرا صبورا

7) ا

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 22:16  توسط ایرج ضیایی | 
اين مقاله توسط همكار عزيز سركار خانم خسروي تهيه شده آن را در ادامه مطلب بخوانيد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 21:49  توسط ایرج ضیایی | 
مقدمه
شهرستان بيرجند با وسعت 31704 كيلومتر مربع (1/10 درصد مساحت استان خراسان )‌ يكي از شهرستانهاي جنوبي استان خراسان و در شرق كشور جمهوري اسلامي ايران واقع شده است . بر اساس آخرين تقسيمات كشور داراي 4 بخش ( مركزي , خوسف , درميان و سربيشه) , ‌چهار شهر ( بيرجند, سربيشه , اسديه و خوسف )‌,‌19 دهستان , 2848 آبادي مسكوني و غير مسكوني ( 1187 آبادي داراي سكنه )‌در سال 1378 بوده است .
اين شهرستان در بين 31 درجه , 16 دقيقه و 13 ثانيه تا 33 درجه , 25 دقيقه و17ثانيه عرض شمالي و57 درجه،56 دقيقه و17 ثانيه تا60 درجه،53 دقيقه و6 ثانيه طول جغرافيا واقع شده است. شهرستان بيرجند از شمال به شهرستان قاينات ،از شمال غربي به شهرستان فردوس از غرب به شهرستان طبس ،از جنوب غربي به استان كرمان ،از جنوب به شهرستان نهبندان واز شرق با كشور افغانستان 4/122كيلومتر مرزمشترك دارد.
اين شهرستان در منطقه اي كوهستاني واقع شده و درآن كوهها و دره هاي عميق و حاصلخيز و دشت هاي وسيع وجود دارد , عمده ترين رشته كوههاي شهرستان عبارتند از رشته كوه مؤمن آباد در شمال شرقي و رشته كوه شكرآب در شمال و كوه شاه در
غرب ( حاشيه كوير ) .

 

 

 

حداكثر ارتفاع اين شهرستان قله بند در ( bad-e-dar ) در 51 كيلومتري شرق بيرجند در رشته كوه مؤمن آباد به ارتفاع2787 متر و حداقل ارتفاع حدود 600 متر در دشت خوشاب مي باشد . وجود كوهستانها و دره هاي زيبا در حاشيه كوير , عبور راههاي ارتباطي كاروان رو به سوي شرق آسيا از گذشته هاي دور , آثار و سنگ نوشته هاي موجود به خط اشكاني گواه بر اين است كه سابقه سكونت و تاريخ آن به قرنها قبل اسلام يعني دوره اشكاني و به قولي دوره ساساني مي‌رسد . در اين مقاله به معرفي مختصر برخي از آثار ديدني و تاريخي موجود در شهرستان بيرجند كه مي‌تواند مورد بازيد هر ايراني و يا جهانگردان خارجي قرار گيرد ,‌اشاره شده است .
بند دره
« در فاصله 5 كيلومتري جنوب بيرجند در منطقه كوهستاني رشته كوه باقران واقع شده است  اين بند در زمان حشمت‌الملك پي نهاده شده و در زمان امير شوكت ‌الملك علم تعمير و مرمت گرديده است . ساختمان بند با متابعت از شيارهاي كوه و شالوده آن در مناسب‌ترين قسمت اين دره بر روي طبقات رسوبي كف رودخانه شكل گرفته است . مصالح بند از سنگ شكسته كوه و آجرهاي 20 سانتي متر مربع شكل با آهك و در بعضي نقاط ساروج بوده كه در گذشت زمان از مقاومت خوبي برخوردار بوده است .»
طول تاج 36 متر ,‌ ارتفاع 5/15 متر و عرض بند در تاج 8/3 متر مي‌باشد . حجم درياچه بطور تقريبي 150 هزار متر مكعب است . آبگيري از بند توسط يك برج آبگير صورت مي‌گيرد كه داراي چهار سوراخ در ارتفاعات مختلف مي‌باشد . در پايين بند مجرايي براي تخليه در  نظر گرفته شده  كه بوسيله آن محوطه مخزن از رسوبات خالي مي‌كنند تا از پر شدن آن جلوگيري كنند .»
« بند دره از جمله بندهاي آجري است كه از اواخر دوره زنديه به يادگار مانده است و تا كنون در برابر زلزله و حوادث طبيعي مقاومت خوبي داشته است و از بخشهاي فني و استانداري برخوردار است و از نظر مهندسي سد سازي داراي ارزش مي‌باشد .»
جاده اين بند در جنوب شهر بيرجند و در انتهاي خيابان شهيد مدرس ادامه دارد و در فصل بهار و تابستان مورد بازديد هزاران نفر از شهروندان قرار مي‌گيرد و آب تني در آن ممنوع اعلام شده است .
بند عمرشاه
« بند عمرشاه در فاصله 5 كيلومتري جنوب غربي بيرجند بنا شده و سن آنرا بين يكصد تا دويست سال تخمين مي‌زنند ,‌ارتفاع بند حدود 35 متر , طول بند در قسمت تاج 32 متر و عرض آن 20/4 متر است متر است . مصالح مصرفي دراين بند سنگ و آجرمي‌باشد .
بند عمرشاه روي كالرد ملانژ ( آميزه‌هاي رنگين دوران دوم ) واقع شده و داراي يك برج آبگير و 7 دريچه (سوراخ ) به فاصله 2/1 مي‌باشد . ضمناً‌ بند مزبور فاقد سرريز است .»
در حال حاضر بند عمرشاه از رسوبات آبرفتي (شن , ماسه و قلوه سنگ ) پر شده و ميزان آبگيري صفر مي باشد ,از آب سرزير شده و از خروجي بند در فصل بهار به مدت 60 روز كشاورزان شهر بيرجند براي آبياري مزارع حاشيه شهر استفاده مي نمايند .
بند اولنگ
بند اولنگ در فاصله 4 كيلومتري جنوب شرقي بيرجند روي يكي از شاخه هاي رودخانه آبشار احداث شده است . سازند هاي زمين شناسي دو طرف بند از كالردملانژ
( آميزه هاي رنگين دوران دوم )‌تشكيل شده است . طول تاج 20 متر , ضخامت تاج 5 متر و داراي يك برج آبگير و 6 دريچه (‌سوراخ ) است . مصالح مصرفي در اين بند آجر و آهك بوده و در حال حاضر متروك و بلا استفاده است .
عمر تقريبي بند را 100 سال برآورد مي كنند . در فاصله 500 متري پايين دست بند مزبور  حدود 10 سال پيش بند ديگري احداث شده كه طول تاج آن 30 متر و ضخامت تاج 5/3 متر مي باشد و دو دريچه آبگير دارد . اين بند در حال حاضر بلا استفاده مي باشد . هر دو بند مزبور فاقد سرريز مي باشند .
مسجد جامع هندوالان
مسجد هندوالان در روستاي هندوالان بخش درميان شهرستان بيرجند قرار گرفته است . طبق كتيبه خط كوفي مكشوفه از داخل مسجد ,‌احداث آن در قرن پنجم و ششم قمري صورت گرفته است ولي از نظر ساختمان و معماري سبك آن به دورة تيموريان شباهت دارد و در دوره بعدي نيز بازسازي شده و يا به آن تزئيناتي اضافه گرديده است . از بخشهاي اصلي آن مي توان پيش طاق ورودي با سقفي مدور و زيبا ، تزئينات آجركاري مربوط به آن , شبستان , ستون دار در فضاي داخلي را نام برد .
مسجد جامع خوسف
يكي از آثار مربوط به دوره تيموري است كه در شهر خوسف شهرستان بيرجند قرار دارد و شامل بخشهاي شبستان تابستاني با تزئينات گروه چيني گچي كه محل ورود باد بادگير به اين قسمت بوده است و ايوان اصلي آن ميتوان پيش طاق ورودي مسجد با سكوهاي انتظار در دو طرف از ديگر قسمتهاي مهم اين مسجد است .
كال جنگال
كال جنگال نام يكي از دره هاي عميق كوه ريچ از روستاهاي بخش خوسف كه در 34 كيلومتري جنوب غربي بيرجند واقع است مي باشد . در قلل نسبتاً مرتفع كوه هاي اين دره بر روي سنگهاي صيقلي پيكره ها و نوشته هايي به زبان اشكاني نقش بسته كه نشاني از زندگي با عظمت پيشينيان ما مي باشد . در اين محل سه تصوير و 10- 9 كتيبه مشاهده
مي شود كه به شرح زير به توصيف بسيار مختصر آنها اشاره مي شود :
الف- تصوير مردي در جدال با شير : اين تصوير در حدود 164 سانتي متر طول و 123 سانتمتر عرض دارد و بر روي تخته سنگ سياه و صيقل خورده اي حك شده است . در اين تصوير مرد جنگجو دست راست را به كمر زده و با دست چپ با شير مبارزه مي كند . استاد صادق كيا متن 21 حرف كه در دو سطر و در مقابل مرد جنگجو بر روي تخته سنگ نوشته شده را چنين توجه كرده اند : پدر اردشير نخور شهربان ” يا من اردشير پسر شاهپور شهربانم“ . شايد بر اساس همين تصوير نام اين محل را كال جنگال ناميده اند . زيرا در گويش بيرجند كال به معني چال و گودي و جنگال به مهمي جنگ و جنگو مي باشد .
ب- پيكره و نوشته اي كه نيمي از آن از بين رفته است . اين پيكره در حدود 130 متر از پيكره تصوير مردي در جال با شير فاصله دار , طول اين تصوير 250 سانتيمتر و عرض آن حدود 195 سانتي متر است . يازده حرف از نوشته اين تصوير به جا مانده كه
 استاد صادق كيا اين حروف را نام صاحب پيكره دانسته اند .   
پ- يك سطر كه داراي 6 حرف و به طول 42 سانتي متر ميباشد و بر روي يك تخته سنگ كه در حدود 2 متر با پيكره جدال با شير فاصله دارد , مشاهده مي شود .
ت- اين سنگ نبشته در 5/4 متري تخته سنگ بند « ج » قرار دارد و داراي 19 حرف و يك حرف نيمه محو شده مي باشد .
ث- در قسمت بالائي نيمه پيكره بند « ب »‌و بر روي سنگي به ابعاد 22 ×24 سانتيمتر
 نوشته هايي در دو سطر 5 حرفي و 4 حرفي حكاكي شده است .
ج- در 10 متري شمال شرقي پيكره شير بر روي يكي از صخره هاي برجسته , يك نوشته به طول110 سانتيمتر و عرض 80 سانتي متر كه شامل 10 تا 15 حرف مشخص و نيمه مشخص مي باشد , مشاهده مي شود .
چ- در قسمت شمال سنگ «‌ نيمه پيكره » سنگ نبشته اي با 15 حرف در چهار سطر مشاهده مي شود .
ح- دو قطعه سنگ در مجاورت يگديگر قرار دارند كه با تركي عميق دو سنگ نبشته از هم مجزا گرديده اند . در روي يك قطعه 42 حرف بر روي 7 سطر و در روي سنگ ديگر 26 حرف  بر  روي 5 سطر وجود دارد .
خ- چند سنگ نبشته ديگرنيز وجود دارد كه كال جنگال را به صورت مجموعه اي از آثار باستاني حائز اهميت معرفي كرده است .
سنگ نگاره لاخ مزار بيرجند
سنگ نگاره لاخ مزار بيرجند در روستاي كوچ در فاصله 29 كيلومتري جنوب شرقي بيرجند واقع است . اين سنگ نگاره كه در ارديبهشت ماه 1371 توسط هيأت بررسي و شناسايي ميراث فرهنگي استان خراسان كشف شده به اعتبار محتوا و ويژگيهاي خاص فرهنگي در همان ابتداي امر مورد توجه هيأت قرار گرفت و در نتيجه تحقيق و مطالعه مستمري كه بيش از يك سال به درازا كشيد . نقشها و كتيبه ها وعلامتهاي فراواني شناسايي شد كه عمدتاً ‌در اندازه هاي  كوچك بر سنگ نقش بسته اند .
بررسي ها نشان داده است كه از دوران پيش از تاريخ تا عصر حاضر رهگذراني كه از دوره كوچ و مجاور سنگ گذشته و مسير خراسان به كرمان را طي كرده اند يادگارهايي بر سنگ نگاشته اند كه تجلي افكار و اعتقادشان محسوب مي گردد.
نقشها : در گروههاي انساني , حيواني و گياهي قابل تفكيك است . كتيبه ها : شامل خطوط تصويري , پهلواني اشكاني , پهلوي ساساني , فارسي و عربي مي باشد .
علامت ها : نشانه ها و سمبل هايي از مظاهر طبيعت را شامل مي شود .
موضوعاتي كه تا به حال شناسايي شده اند به 307 مورد مي رسد : شامل 22 مورد  نقش انسان , 32 مورد نقش حيوان, 22 مورد نقش گياه , 35 مورد علامت ونشانه , 4 مورد خط تصويري , 81 مورد كتيبه پهلوي اشكاني و ساساني , 34 مورد كتيبه عربي , 8 مورد كتيبه فارسي و 68 موردنقشهائي كه ماهيت آنها مشخص نيست .
سبك و فرم اشكال حك شده متعلق به دوران ميان سنگي ( 20000- 12000 سال پيش ) مي باشد . اين كتيبه ها و نقشها به منزله كتاب ارزشمندي است كه فرهنگ و تمدن اين خطه از خاك ميهن اسلامي را از حدود 17 هزار سال پيش تا كنون معرفي مي كند اين سنگ نگاره ها از قديم ترين ايام , جنبه تقدس داشته و احتمالاً اردشير بابكان به زيارت اين سنگ آمده و نقش قباد ساساني و همسرش بر روي سنگ حك شده است.
اين سنگ نگاره بدون اينكه نقش و نگار آن بر كسي مشخص باشد از قديم الايام در نزد روستائيان كوچ به تخته سنگ لاخ مزار موسوم بوده است .
سنگ نگاره گازار
گازار مركز دهستان شاخنات از بخش مركزي بيرجند مي باشد . در شمال روستاي گازار در مسير دره اي معروف به « تنگه رود » كه به « ‌غار ننه » منتهي مي شود , در دو منطقه نقوشي بر روي صخره حك شده  است .
سنگ نگاره اول در فاصله 100 متري « غار ننه » و در سمت چپ « تنگه رود »  برسينه صاف صخره حك شده است . سنگ نگاره دوم به فاصله 50 متري « غار ننه » ودر محل پيچ رود خانه در سمت راست و در ارتفاع شش متري بر روي صخره اي صاف , نقوش و احتمالاً نقوشي حك شده است . متأسفانه به دليل طول زمان و عدم آگاهي و بصيرت رهگذران ,‌ اين نقوش مخدوش و غير قابل تشخيص است .
اين سنگ نگاره نشان دهنده حضور اجتماعات انساني بيابان گرد مي‌باشد و نيز ممكن است دلالت بر حضور اقوام ساگارتي در اين منطقه باشد.
رد پاي حيوانات ماقبل تاريخ
توسط كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي جنوب خراسان و تأييد مقامات علمي دانشگاه بيرجند رد پاي حيوانات عظيم الجثه مربوط به 30 تا 50 ميليون سال قبل بر روي لايه هاي موسوم به فليش بر روي صخره هاي مربوط به دوران سوم زمين شناسي و به صورت
حفره هاي بيضي شكل مشاهده است . اين رد پاها مربوط به حيوانات عظيم الجثه بر روي لايه هاي نازكي از رسوبات آن زمان مي باشد .
اين لايه ها در آغاز توسط لايه ديگري پوشيده شده و به صورت صخره درآمده , ليكن با گذشت زمان عوامل فرسايش باعث نمايان شدن آنها گرديده است .
كارشناسان مديريت ميراث فرهنگي بيرجند اندازه بزرگترين پا را در حدود 26 × 48 سانتيمتر اعلام نموده اند . بر اساس همين گزارش حركت جانوران به صورت گروهي و از شرق به غرب بوده است و با توجه به رد پاها مربوط به گونه¬اي از دايناسور ها باشد . اين رد پاها در منطقه ¬اي واقع در بين روستا هاي روشناوند و چهكند ( در 30 كيلومتري شمال بيرجند ) در سال 1377 كشف شده است .
غار چنشت و چهل چاه
شايد اسرار آميز ترين پديده تاريخي بيرجند غار چنشت و چهل چاه در روستاي چنشت در 60 كيلومتري جنوب شرقي بيرجند باشد , غار چنشت  بر اساس متون تاريخي 614 سال پيش به وسيله سيد محمد مشعشع كشف شده است .
سيد محمد بر اساس اسنادي كه در دست داشته از عربستان به قهستان مي آيد و پس از كشف غار مذكور نسبت به انتقال اجساد سيد حامد علوي و دو فرزندش و به خاك سپردن آنها در درون يك بقعه كه به اين منظور مي سازد اقدام مي كند .
بر اساس بينش آيه ا... آيتي ( بهارستان , صفحه 63 ) سيد حامد علوي ( الحامد الله ) احتمالاً فرزند امام جعفر صادق ( ع ) كه از مبارزين علوي بوده , توسط عمال خليفه عباسي الطابع الله تا چنشت تعقيب و زخمي مي گردد و در محل بيتوتة خود يعني غار چنشت به شهادت مي رسد .
غار چنشت كه بيش از 59 متر طول دارد , شايد هزاران سال پيش , در اثر زلزله دو سمت كوه سر به هم نهاده و فضاهاي متفاوتي ايجاد كرده است . اين فضا ها گاه عريض و به ارتفاع زياد, گاه بسيار تنگ و عبور از آن به سختي انجام مي شود .
در اين غار اجساد مردگان در وضعيت هاي مختلف و نيز آثار حيات متفاوتي از قبيل سفال , چوب , پارچه و چرخ نخريسي مشاهده شده است . وجود اين اشياء و ديوارهاي گچي برخي از نقاط آن بيانگر اين مطلب است كه از اين غار به عنوان پناهگاهي در طي  اعصاراستفاده مي شده است و يا اينكه همانطور كه گفته شد , زلزله خانه هاي مسكوني را با ساكنان آن منهدم ساخته است .
در فاصله صد متري غار چنشت , غار ديگري به نام چهل چاه ميتوان ديد كه در آن اجساد 14 نفر مرد , زن  و كودك كه احتمالاً پس از پناه بردن به غار در آن را گل گرفته و راه فرار آنها را بسته اند , ديده مي شود .
« در هر نقطه¬اي از غار آثار حيات و مرگ پراكنده است , آثار حيات قطعات سفال چوب و پارچه هستند و آثار  مرگ استخوانهاي  درهم شكسته و اجساد نيمه متلاشي بعضي از آثار كه نشان زندگي در داخل غار دارند بيش از سه هزار سال پيش به درون غار برده
شده اند , از جمله ظروف سفالي مي باشند كه قطعاتي از آنها بر جاي مانده است . وجود اين آثار در غار چنشت حكايتگر اين امر است كه آن محل در دوران درازي در تاريخ به عنوان پناهگاهي امن مورد استفاده فراريان و مظلومان زمان بوده است .
غار چهل دختر
در سال 1374 در دامنه كوهي نزديك سربيشه , غاري كشف شده كه در آن ابزار سنگي از قبيل ساطور و تيغه و در بدنه كوه رگه هاي سنگ چخماق مشاهده شده است . وجود چشمه آب و فضاي دروني غار حكايت از آن دارد كه در دوران كهن سنگي
( 600000-20000 سال پيش  ) اين محل پناهگاه و در عين حال كارگاه ساخت ابزار سنگي از سنگ چخماق بوده است .
تنگل استاد
« به گفته معاون پژوهشي ميراث فرهنگي استان خراسان يك سنگ نگاره و كتيبه پهلوي اشكاني با قدمت دو هزار سال در بيرجند كشف شده است . وي افزود اين سنگ نگاره مجوعه اي از 38 نقش حيوان از قبيل اسب , بز كوهي , قوچ و پرنده مي باشد . ايشان اشاره كرده اند كه كشف سنگ نگاره اثبات ميكند كه گذرگاه اصلي خراسان و قهستان به كرمان و جنوب ايران در گذشته از درون دره هاي جنوب شرقي بيرجند بوده است .
اين سنگ نگاره در كتاب يك رودخانه فصلي و در دره اي به نام تنگل استاد در 65 كيلومتري جنوب شرقي بيرجند و در هشت كيلومتري روستاي چنشت واقع شده است . در حال حاضر در شهرستان بيرجند حدود 50 بناي تاريخي سالم مشاهده مي شود كه هر كدام در نوع خود بي نظير است . همچنين تاكنون چندين اثر باستاني با قدمت 12 هزار سال كه از دوره هاي سنگي و ميان سنگي آغز گرديده و تا دوره معاصر را در بر
 مي گيرد ، شناخته  شده است . »
رباط آصف
رباط آصف مربوط به دوره قاجاريه است و توسط آصف الدوله ساخته شده و در تاريخ آمده است ، اين شخص دارالعباده حرم امام رضا ( ع ) را نيز احداث نموده است و معمولاً ايجاد رباط ها با اقتصاد و بازرگاني و تجارت بوده است و همه حكومت ها به ساخت اين بناها مبادرت مي نموده اند .
رباط آصف  در 55 كيلومتري شمال بيرجند واقع شده است و در امتداد مسير آن به چاهك – موسويه و در نتيجه قاين مرتبط مي گردد . اين رباط شامل صحن مركزي , سردر پاياب , حجره ها , اتاقك هاي اصطبل و استراحتگاه مسافرين است « اين رباط كه به صورت دو ايواني احداث شده در تقسيم بندي آثار مشابه جزو رباطهاي دشت محسوب مي گردد و علاوه براين كه داراي نقشه اي خاص و غير تكراري است .
فضاهاي احداث شده در آن به خصوص فضاهاي داخلي مؤيد همسويي كاركرد و ساختار ويژه آن مي باشد . رباط آصف در زمان آباداني تأثير مثبتي در امنيت و تجارت ناحيه قهستان و شهرهاي همجوار داشته است . تنها تزئينات مشخص بنا در حاشيه سر در ورودي يكي از ايوانها به صورت نقوش لوزي آجر كاري ممتد به فرم نقش منحني به كار رفته است . رباط آصف كه در حال حاضر بلا استفاده مي باشد . به غناي تاريخي و معماري در مقايسه با آثار مشابه به جاي مانده با شماره /2030 در فهرست آثار ملي ايران ثبت
گرديده است .
رباط چاه حوض
اين رباط تاريخي كه با توجه به نقش و فضا سازي آن مربوط به دوره صفويه مي باشد . در 18 كيلومتري شمال شهر بيرجند واقع  گرديده است و يكي از نمونه هاي منحصر به فرد و باقيمانده در ميان آثار تاريخي بيرجند است . از بخشهاي مهم اين اثر فضاي ورودي رباط , ميان سرا و حجره هاي اقامت كاروانيان است . اين رباط در حال حاضر بلا استفاده مي باشد و به علت بي توجهي در حال تخريب و سقف بعضي  از اتاقهاي آن فرو ريخته است
كوشك و باغ اميرآباد
كوشك و باغ اميرآباد ( كلاته خان ) در 10 كيلومتري غرب شهر بيرجند واقع شده است و از باغهاي سنتي شهرستان بيرجند و در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است . اين باغ شامل يك بخش بيروني و يك بخش اندروني است كه در بخش اندروني آن استخر بزرگ و ساختمان اصلي كوشك واقع شده است . عمارت كوشك كه بطور كلي با پلان هشت ضلعي طراحي شده است شامل حوض خانه اتاق شاه نشين و پيش ايوان سرتاسري با ستونهاي متقابل آن است كه با روش تركي ساخته شده است . اين باغ و كوشك كه متعلق به يكي از خوانين منطقه بوده در دوره قاجاريه احداث گرديده است .
قلعه هاي بيرجند
قلعه هاي بيرجند , در دوره هاي مختلف تاريخ احداث شده است , ليكن از حدود قرن پنجم هجري (484 هـ . ق ) كه حسين قايني حاكم ترشيز قهستان ,دعوت حسن صباح را پذيرفت و جمع كثيري با او بيعت كردند تا كشته شدن ركن الدين خورشاه بن علاءالدين محمد آخرين شاه فرمانروايان الموت كه بدست هلاكوخان اسيرو بعداً كشته شد و اسماعيليه سقوط كرد , بر احداث قلاع قهستان افزوده مي شد .
نداشتن باران كافي و وجود بيابانهاي لم يزرع و خشك و كويرهاي صعب¬العبورموجب شده كه منطقه بيرجندكمتر مورد تجاوز قرار گيرد و به همين مناسبت نژاد و زبان و آداب و رسوم مردم اين منطقه تقريباً محفوظ مانده و هنوز هم به كار بردن بعضي اصطلاحات و واژه هاي قديمي و برخي از لغات زبان پهلوي ساساني بين عموم مردم رايج مي باشد .
وجود مناطق كوهستاني زياد موجب شده بود كه پاي فرقه اسماعيليه به اين منطقه باز شود و براي دفاع از خود , قلاع مرتفع و مستحكمي در اكثر مناطق اين شهرستان و ساير شهرهاي جنوبي خراسان ساخته و باقي بگذارند . بعد ها نيز كم وبيش اهالي اين شهرستان از نعمت آسايش كافي برخوردار نبوده و مورد تهاجم مغولها و تركمن ها و افغانها قرار گرفته اند , از اين روي ,‌قسمت قديمي اين شهر با كوچه هاي تنگ و تاريك و با ديوارهاي بلند بر روي تپه ها ساخته شده , تا بدين وسيله بتوانند از جان و مال و ناموس خود دفاع كنند .
محله و بافت قديمي شهرستان بيرجند
بافت قديمي محله چهار درخت در شهرستان بيرجند به گونه‌اي مي‌باشد كه داراي كوچه‌هاي باريك و پر پيچ و خم است و اين محله در نزديك يك مسجد و حسينيه است  و همچنين نزديك به مراكز تجاري و اقتصادي بوده .

 

 

 


در قديم ساختمانها را از خشت و آجر بالا مي‌آوردند و عرض ديوارها زياد مي‌گرفتند بنابراين نيروي زيادي بر سطح زمين وارد مي‌شد و چون ساختمانها فاقد هرگونه فونداسيون و اسكلت‌بندي بوده است براي غلبه بر خطر زلزله يا فرو ريختن ديوار از داخل كوچه طاق قوسي شكلي را از اين ساختمان به آن ساختمان مي‌زدند اين طاق قوسي باعث مي‌شود كه نيرو بين دو ساختمان برابر شود و از ريزش ساختمان جلوگيري شود.

 

 

در قديم چون عايق رطوبتي نبود مردم براي عايق كردن پشت‌ بام‌ها از كاهگل براي عايق رطوبتي استفاده مي‌كردند در هر محله يك يا چند آب‌انبار وجود داشت كه مردم براي آب آشاميدني خود را از آنجا تأمين مي‌كردند .
معماري ساختمانهاي شهرستان بيرجند
ساختمانهاي قديمي شهرستان بيرجند در حدود 400 تا 800 سال عمر دارند كه مسافت اكثر آنها بيشتر از 500 متر مربع است بر در ورودي اين ساختمانها دو دركوب وجود دارد كه يكي براي خانمها و ديگري براي آقايان بوده است .
دركوب خانمها از دركوب آقايان نازكتر و كوچكتر بوده است كه اگر اين دركوب را  بكوبند خانمي در را باز مي‌كند و دركوب آقايان ا ز دركوب خانمها بزرگتر بوده و اگر اين دركوب را بكوبند مردان خانه در را باز مي‌كنند .

 

 


بعد از در ورودي يك هشتي وجود دارد به اين دليل به آن هشتي مي‌گويند كه داراي هشت گوشه نيز مي‌‌باشد كه آن را خشت يا آجر به طور گنبدي مي‌پوشانند بعد از هشتي خانه به دو قسمت بيروني و اندروني تقسيم مي‌شود براي رسيده نبه قسمت اندروني و حياط مي‌بايست پس از هشتي دالان باريك و پر پيچ و خمي را طي كرد بعد از اين دالان هشتي ديگري وجود دارد كه بعد از اين هشتي به حياط اندروني نيز مي‌رسيم كه معمولاً‌ حياط خانه را در قسمتي كه آفتاب مي‌گيرد مي‌ساختند شكل هندسي اين ساختمانها مربع مستطيل است . قرارگيري هشتي و دالان ميان فضاي خارجي و بخش اندروني خانه باعث مي‌شود به همين علت بود كه ديوار‌هاي خانه‌ها را بلند مي‌ساختند اما قسمت‌هاي بيروني مستقيماً به هشتي باز مي‌شود به همين علت بود كه ديوار‌هاي خانه‌ها را بلند مي‌ساختند اما قسمت‌هاي بيروني مستقيماً به هشتي باز مي‌شود اين بخش از خانه‌ها مخصوص پذيرايي از مهمانان بوده . و از نظر معماري و تزئينات نيز مهم تلقي مي‌شدند .

 


 
داخل حياط اصلي خانه‌‌ها دور تا دور حياط قرار مي‌گيرند كه بعضي از اين اتاق‌ها براي فصل‌هاي گرم مورد استفاده قرار مي‌گرفت و بعضي‌هاي ديگر براي فصل‌هاي گرم مورد استفاده قرار مي‌گرفت  وبعضي‌هاي ديگر براي فصل‌هاي سرد يكي از حسن‌‌هاي ديوارهاي عريض اين بوده است كه در فصل زمستان كه هوا سرد بوده است هنگامي كه خورشيد به اين ديوارها مي‌تابد اين ديوارها انرژي خورشيد را در خود ذخيره مي‌كنند و در نتيجه باعث مي‌شدند كه فضاهاي اتاق گرم بماند خانه‌هاي قديمي اين خوبي را دارند كه همه اتاق‌هاي آن به هم راه دارند در هر خانه يك اتاق بزرگي وجود داشت كه به آن تنورخانه مي‌گفتند كه براي پختن نان و غذا مورد استفاده قرار مي ‌گرفت سقف اين اتاق‌ها گنبدي نيز است كه قسمتي از آن را باز مي گذارند كه دود از آن خارج شود .
به عنوان مثال مي‌توان حسينيه و مدرسه نواب را در محله چهاردرخت نام برد . اين حسينيه در زمان شاهعباس صفوي به فرمان اميرزاده خاتون ملقب به نواب يا بي‌بي نواب ساخته شده است تاريخ 1001 هجري قمري موجود در كتيبه سردر ورودي سال ساخت آن نشان مي‌دهد .

 

سبك احداث بنا به صورت دو ايواني بوده و شامل سردر ورودي , هشتي ,‌ دالان , صحن دو ايوان اتاق‌ها و پنجره‌هاي متعدد مي‌باشد مهمترين ويژگي اين بنا تزئينات ظريف گچبري بوده كه در كليه فضاهاي معماري ديده مي‌شود اين تزئينات ظريف گچبري بوده كه در كليه فضاهاي معماري ديده‌مي‌شود اين تزئينات شامل مقرنس كاري .رسمي‌بندي كتيبه‌هاي گچي و گچبري‌هاي اسليمي . گل  وگياه است .

 

 

 

مسجد جامع چهاردرخت
اين مسجد در دوره تاريخي صفويه بنا شده است اين بنا از نوع شبستاني است كه عمده‌ترين اجزاي معماري بناي شبستان ستوندار , ورودي در دو جبهه , صحن ,‌ محراب و فرم نورگيرها نيز مي‌باشد مسجد داراي 21 ستون با جزر ضخيم و فرم چهار ضلعي است ‌ پوشش سقف به صورت طاق  وتويزه و گنبدي مي‌باشد مسجد داراي دو ورودي است كه يكي از محل ميدان به صحن باز مي‌شود و داراي تزئينات آجركاري بوده و بناي آن به اواخر دوره قاجاريه مي‌رسد.

 

 

 
ورودي ديگري مستقيماً‌ به شبستان مي‌رسد داراي طاق جناعي و تزئينات رسمي‌بندي است و به دوره تاريخي خود مسجد بر مي گردد و عمده‌ترين تزئينات بنا رسمي‌بندي‌هاي ورودي فرم زيبايي ستونها و نورگير‌هاي شبستان و شكل ويژه محرابها و طاق نماهاي صحن مي‌باشد به اسناد كتيبه موجود در سردر ورودي اين شبستان مسجد در سال 1249 هجري قمري نيز مرمت گرديده است . 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 22:44  توسط ایرج ضیایی | 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 21:25  توسط ایرج ضیایی | 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 21:18  توسط ایرج ضیایی | 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 21:9  توسط ایرج ضیایی | 

تولد زمين در كلام اميرالمؤمنين (ع)

حضرت علي (ع) در خطبه 90 نهج‌‌البلاغه به بياناتي زيبا و تعابيري دقيق، داستان زمين و آنچه بر آن گذشته را چنين بيان مي‌فرمايد:

خداوند زمين را در امواج شديد و با صولت و در درياهاي پر آب فرو برد، در حالي كه موجهاي عظيم آن درياها به هم مي‌خوردند، و امواج بلند آن كه در حال تدافع يكديگر بودند به هم مي‌كوفتند و همانند شتران نر در موقع هيجان و مستي كف به وجود مي‌آوردند. پس سركشي آب به خاطر سنگيني زمسن حالت فروتني گرفت، و چون زمين به سينه خود به روي آب قرار گرفت اضطراب و هيجان آب فرو نشست و چون با شانه خود مانند حيواني كه در خاك بغلتد بر روي آب درغلتيد آب آرام گرفت. آب پس از هيجان و اضطراب امواجش آرام و مغلوب شد، و در دهنه خواري مطيع و اسير گشت. زمين گسترده شده در ميان آن آب پر موج ساكن شد، و آب را از نخوت و كبر و از باد دماغ و سركشي و تجاوز بازداشت، و دهان آن را كه پر موج بست، و آب از آن همه هيجان و هيبت و جست و خيز به جاي خود نشست.

پس از آنكه هيجان آب از زير اطراف زمين ساكن شد، و كوههاي بلند سركشيده را كه بر دوش زمين قرار داشت بر روي خود حمل نمود، خداوند آبهاي چشمه‌ها را از بالاي بيني‌هاي زمين (قله كوهها) به جريان انداخت، و در پهن دشت‌ها و رودخانه‌ها سرازير ساخت، و حركات زمين را با كوههاي لنگر انداخته، و به وسيله صخره‌هاي بزرگ سر به فلك برداشته تعديل نمود. زمين به علت نفوذ كوهها در پهنه آن، و به خاطر فرو رفتن ريشه كوهها در اعماق آن، و سوار شدن آن صخره‌هاي بزرگ بر گردن و طبقات زيرين آن آرامش و استقرار يافت.

خداوند ميان زمين و جوّ را فراخ نمود، و هوا را براي تنفس ساكنان آن مهيّا فرمود، و تمام نيازمنديهاي اهل زمين را از دل زمين بيرون آورد. سپس بلنديهاي زمين را كه بي‌گياه بود و آب چشمه‌ها به آن نمي‌رسيد، و جويبارها وسيله‌اي براي رساندن خود به آن زمين‌هاي مرتفع نمي‌يافتند رها نساخت، بلكه ابرهايي آفريد تا عرصه‌هاي مرده آن بلنديها را احيا كنند، و گياهش را برويانند.

ابرها را پس از پراكندگي قطعاتش و جدايي پاره‌هايش به هم الفت و التيام داد، تا چون آب درون ابر به جنبشي سخت برآمد، و در حواشي آن برق بدرخشيد، و درخشش برق در ميان قطعات ابر سپيد و انبوه خاموش نشد، خداوند آن ابر پر باران را در حالي كه قطعاتش به هم پيوسته بود فرستاد، در حال كه به زمين نزديك شدند، و بادها بارانهاي آن را پي در پي همچون دوشيدن شير از سينه حيوانات دوشيدند و به شدت به زمين ريختند. زماني كه ابرها سينه خود را به زمين ساييدند، و آنچه از باران داشتند بر زمين پاشيدند، خداوند در زمين‌هاي خشك گياه، و در دامن كوهها سبزه روياند، در اين وقت زمين با آرايش مرغزارهاي خود به شادي نشست، و از پرده لطيفي از شكوفه‌هاي خوشبو و زيبا كه بر خود پوشيده بود، و از نظم دقيق شكوفه‌ها و بوته‌هاي با طراوت كه چهره آن را مي‌آراست به نشاط و بهجت برخاست، و خداوند آن نباتات و گلها را توشه آدميان و روزي چهارپايان قرار داد. و نيز راههاي فراخ در اطراف زمين باز كرد، و براي روندگان نشانه‌هايي نهاد تا به هر جا كه بخواهند آمد و شد كنند.

هنگامي كه زمين را براي زندگي آماده كرد، و فرمان خود را جاري ساخت آدم (ع) را از ميان مخلوق خود اختيار كرد، و او را اولين نوع از آفرينش انسان قرار داد....

 

آخرين تغييرات سياسي جهان

1-      تغيير نام كشور برمه به ميانمار و پايتخت آن رانگون به يانگون.

2-      وحدت دو كشور يمن شمالي و يمن جنوبي به پايتختي صنعا.

3-      اتحاد دو آلمان شرقي و غربي و تشكيل آلمان متحد با انتقال تدريجي پايتخت به شهر برلين.

4-      استقلال جزاير مارشل از امريكا.

5-      حمله نيروهاي عراقي و تسخير كشور كويت و تلاش براي ضميمه آن كشور با مخالفت شديد امريكا و سازمان ملل متحد روبرو شد و پس از بمباران‌هاي وسيع كشور عراق در خلال ماه ژانويه و حمله زميني نيروهاي امريكائي و متحدين آن كشور عراق آتش بس را پذيرفت و خاك كويت را تخليه نمود و از سال 1991 شامل تحريمهاي گسترده سازمان ملل متحد شده است.

6-      فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و تشكيل 15 كشور مستقل زير:

1-      فدراسيون روسيه پايتخت: مسكو مساحت 17075400 كيلومتر مربع

2-      آذربايجان پايتخت: باكومساحت 86600 كيلومترمربع

3-      ارمنستان پايتخت: ايروان مساحت 29800 كيلومترمربع

4-      ازبكستان پايتخت: تاشكند مساحت 447400 كيلومترمربع

5-      اسنوني پايتخت: تالين مساحت 45100 كيلومترمربع

6-      اوكراين پايتخت: كيف مساحت 603700 كيلومترمربع

7-      تاجيكستان پايتخت: دوشنبه مساحت 143100 كيلوتمرمربع

8-      تركمنستان پايتخت: عشق‌آباد مساحت 488100 كيلومترمربع

9-      روسيه سفيد (بيلاروس) پايتخت: مينسك مساحت 207600 كيلومترمربع

10-  قرقيزستان پايتخت: بيشكك مساحت 198500 كيلومترمربع

11-  قزاقستان پايتخت: آلماتي (اكنون آستانه) مساحت 2717300 كيلومترمربع

12-  گرجستان پايتخت: تفليس مساحت 69700 كيلومترمربع

13-  لاتويا (لتوني) پايتخت: ريگا مساحت 64500 كيلومترمربع

14-  لينواني پايتخت: ويلنيوس مساحت 65200 كيلومترمربع

15-  مولداوي پايتخت: كيشي نف مساحت 33700 كيلومترمربع

7-      تجزيه يوگسلاوي و اعلام استقلال جمهوريهاي كرواسي اسلووني و مقدونيه

8-      نخستين كنفرانس بين‌المللي در مورد محيط زيست در شهر ريودوژانيرو با شركت نمايندگان 178 كشور جهان برگزار گرديد.

9-      استقلال كامل بوسني و هرزگوين از يوگسلاوي

10-   امضاي قرارداد اسلو، ميان دولت اسرائيل و سازمان آزادي بخش فلسطين و اعطاي خودمختاري در نوار غزه و كرانه باختري به فلسطينيان

11-   انعقاد پيمان ماستريخت بين كشورهاي عضو جامعه اروپا و آغاز راهكارهاي عملي گسترده در جهت وحدت اقتصادي و پولي كشورهاي عضو و تغيير نام آن به اتحاديه اروپا

12-   تجزيه كشور چكسلواكي به دو كشور چك و اسلوواكي

13-   استقلال اريتره از كشور اتيوپي

14-   كشور پالائو كه پس از جنگ جهاني دوم اداره آن از طرف سازمان ملل متحد به امريكا واگذار شده بود به استقلال رسيد

15-   شهر و بندر والويس بي كه در كنترل دولت افريقاي جنوبي قرار داشت به ناميبيا واگذار شد

16-   با انتخاب نلسون ماندلا به رياست جمهوري افريقاي جنوبي و تغيير قانون اساسي اين كشور رژيم آپارتايد در اين كشور از ميان رفت

17-   پايان 156 سال فرمانروايي بريتانيا بر هنگ كنگ و واگذاري مجدد آن به دولت چين

18-   نام كشور زئير به كنگو تغيير يافت

19-   نام پايتخت قزاقستان از آق مولا به آستانه تغيير يافت

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 20:38  توسط ایرج ضیایی | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 20:26  توسط ایرج ضیایی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
هدف ما از ایجاد این وبلاگ ارتباط راحت تر اعضای گروه می باشد. انتظار داریم همکاران محترم ما را یاری نمایند تا این پایگاه فعال باشد.

منتظر نظرات و پیشنهادات عزیزان هستیم.

پیوندهای روزانه
بانک وبلاگ های آموزشی
سایت هواشناسی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اسفند 1387
آذر 1387
آبان 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آرشیو موضوعی
نمونه سوال
جغرافياي استان خراسان جنوبي
اطلاعيه ها
مقالات همكاران
عمومی
تصاوير
پیوندها
گروه جغرافيا دفتر تاليف
گروه جغرافيا استان خراسان جنوبي
گروه جغرافيا منطقه 10 تهران
سايت دكتر چوبينه
بيابان هاي ايران
نقشه هاي گوگل
سيستم اطلاعات جغرافيايي توانير
نقشه شهرهاي ايران
بانك مقالات فارسي
بانك مقالات
ميهن وبلاگ
دبيرخانه راهبري گروه جغرافيا
نقشه راههاي ايران
جغرافياوهواشناسي
انیمیشن
عليرضا تنهايي
مهدی ریاسی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM